نوشته تقریباً تمام کودکان دهساله در کشورهای فقیر با مشکلِ خواندن مواجهاند اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>تحقیقات اخیر بانک جهانی نشان میدهد کودکان کشورهای در حال توسعه در مهارتهای اولیه خواندن ضعف جدی دارند و همین باعث شده تا این سازمان تمرکز خود را بر فقر یادگیری معطوف کند.
از هر 10 کودک کشورهای فقیر دنیا، 9 نفر تا 10 سالگی قادر به خواندن یک کتاب ساده نیستند. این وضعیت در کشورهای توسعه یافته برعکس است، یعنی در این کشورها تنها 9 درصد کودکان در همین سن از عهده خواندن کتابهای ساده برنمیآیند.
دادههایی که توسط بانک جهانی و سازمان ملل جمعآوری شده نشان میدهد اگر کشورهای با درآمد متوسط و پایین را باهم حساب کنیم (که درمجموع 135 کشور میشوند)، بیش از نیمی از کودکان جهان در 10 سالگی قادر به خواندن یک متن ساده نیستند.
بانک جهانی درصدد اجرای تمهیداتی است که نرخ پدیدهای با عنوان «فقر یادگیری» را پایین آورد و سعی دارد تا سال 2030 آن را دستکم به نصف برساند. بانک جهانی خود این هدف را «بلندپروازانه اما عملی» میداند.
در کشورهایی که درآمد متوسط و پایین دارند این رقم به 53 درصد و در فقیرترین ملتها تا 90 درصد هم میرسد.
در راستای اهداف توسعه هزاره برای روانه کردن کودکان به مدرسه، اکثر کودکان در سیستم آموزشی حضور دارند اما تا پایان مدرسه ابتدایی نیز «مهارتهای اساسی» را کسب نمیکنند. علاوه بر آن هنوز 260 میلیون کودک در دنیا به مدرسه نمیروند.
از سال 14-2013 سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل (یونسکو) بر اهمیت جایگزین کردن دستیابی به آموزش با یادگیری باکیفیت تأکید کرده و آن را زیربنای اهداف آموزشی توسعه قابلدستیابی 2030 قرار داده است.
هدف جدید حاصلِ همکاری نزدیکتر بانک جهانی و مؤسسه آماری یونسکو است. این دو سازمان در حال جمعآوری دادگان جدید و نظاممندتری از اطلاعات موجود در زمینه یادگیری است تا اطمینان حاصل شود که دادههای موجود بین کشورهای مختلف قابلمقایسه است و درنهایت بتوان الگوها را با دقت بیشتری دنبال کرد.
در این گزارش مشخص میشود که روندِ کاهش بیسوادی آهستهتر از آن است که به اهداف جهانیِ تعیین شده برای دستیابی به آموزش باکیفیت برای همه در سال 2030 برسد. همچنین از نتایج دیگر این پژوهش این است که با نرخ کنونی توسعه، تقریباً 43 درصد از کودکان 10 ساله تا سال 2030 نیز فاقد مهارت خواندن خواهند بود. بر مبنای این تحلیل، برای برطرف کردن این خلأ، پیشرفت باید با نرخ و مقیاسی بیسابقه صورت پذیرد.
جیم ساودرا (Jaime Saavedra)، مدیر بینالملل آموزش جهانی در بانک جهانی، از خواندن با عنوان «سنگ محکی در زندگی هر کودک» یاد میکند و میگوید خواندن یکی از مهارتهای اساسی است. وی خواندن را «پیششرط مشارکت فعال در جامعه و دروازهای به روی تمام آموزشهای دیگر» میداند.
ساودرا میافزاید: «حذف فقر خوانشی بهاندازه مبارزه با فقر شدید، سوءتغذیه یا گرسنگی ضرورت دارد.»
در این گزارش آمده که آموزش یکی از حقوق بشر و دارای «ارزش ذاتی» است و نقش آن محرک پیشرفت، رشد و رقابتجویی برشمرده میشود.
عدم تسلط بر خواندن ممکن است تأثیرات منفی گستردهای بر موفقیت در یادگیری مهارت در بازار کار داشته باشد. هدف جدید بر این اساس پیریزی شده است که کشورها را در پیشبرد یک سیستم آموزشی با خروجی جوانانی کاری و خلاق حمایت کند.
کارشناسان سابقاً بر سر این موضوع اختلاف نظر داشتند که اهداف جهانی باید بر اساس مقیاس سن تعیین شود یا رده آموزشی. بانک جهانی مقیاس اهداف را سن قرار میدهد و این تصمیم سبب شده است تا وضعیت کودکانی که در مدرسه نیستند نیز در این برنامه پوشش داده شود.
چگونگی برطرف کردن این مشکل به بهترین نحو در کودکی، موضوعی است که در این حوزه محل اختلاف است. برخی بر این باورند که وجود یک شاخص برای سنجش یادگیری در سالهای اولیه کودکی (کلاس دوم یا سوم، یا سن هفت تا هشتسالگی) به منظور ارزیابی نقاطی که در آن یادگیری از مسیر خارج میشود ضروری است. اما برخی دیگر نگران آناند که این شاخصبندی موجب گرفتن آزمون از کودکان در سالهای ابتدایی تحصیل (بسیار زودتر از موعد) شود. در دهههای اخیر، نهاد «فعالیت مردم برای یادگیری» روشهای ابداعی شهروند-محور را برای ارزیابی مهارتهای خوانش پایه و ریاضی در شاگردان کوچکتر در کشورهایی مانند هند، پاکستان، کنیا، تانزانیا و اوگاندا اجرا کرده است.
جوزف نوان اوریلی (Joseph Nhan-O’Reilly)، دبیر سیاستگذاری و دفاع از آموزش مؤسسه «نجات کودکان» از این اقدام به عنوان راهی برای معطوف کردن نگاهها و منابع بر این موضوع استقبال میکند و میگوید: «از این راه میتوانیم مطمئن شویم کودکان در دنیای در حال توسعه هنگامی که به مدرسه دسترسی دارند، به معنای واقعی در حال یادگیری هستند.»
او میگوید کیفیت یادگیری در دستورکار جهانی بالاست، ولی بر نیاز به اقدام فوری تأکید میکند. نوان اوریلی یادآور میشود: «پیگیری قاطعانه برای کسب مهارت خواندن تا دهسالگی و به کار بردن بهترین سرنخ موجود برای کمک به خواندن بچهها باعث میشود مطمئن شویم که آموزش به یادگیری منجر میشود.»
«دولتها برای آن که مطمئن باشند فعالیتهای درحال تحقق، مثمرالثمر و منجر به توانمندسازی کودکان است، باید برنامه اقدامات ملی خود را تدوین نمایند. برای این منظور، دولتهای کشورهای درحال توسعه به حمایت بهتر و بیشتری از جمله تأمین مالی و پشتیبانی فنی مطابق با امکانات روز احتیاج دارند.»
***
نوشته تقریباً تمام کودکان دهساله در کشورهای فقیر با مشکلِ خواندن مواجهاند اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>نوشته آموزش ارزشمندبودن فردیت به کودکان پیشدبستانی اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>وقتی از آموزش بهویژه برای کودکان حرف میزنیم، مهم است که به توانایی و نیاز مخاطب توجه کنیم. توانایی تمرکز کودکان زیر هفت سال معمولا بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه در نوسان است، بنابراین نمیتوان انتظار کلاس درس بهشکل معمول را داشت. در مقابل یکی از روشهای مناسب و ضروری، عینیسازی مفاهیم از طریق تجربه بدون آموزش مستقیم است.
در این فعالیت روش ما گفتوگو و کاوشگری بهطور فردی و جمعی است و باید به گونهای برنامهریزی کنیم که فرد یا جمع بیشترین تمرکز را روی فعالیت داشته باشد.
البته وقتی با بچهها گفتوگو میکنیم ایدهها و برداشتهای فردی را محدود نمیکنیم. مثلا در فعالیت حاضر میتوانیم به فراخور گفتوگوها روی مفاهیم مختلفی کار کنیم. مفاهیمی مانند همدلی، تفاوت، برتری، ارزشگذاری و….
فعالیت:
ابتدا از بچهها میخواهیم که هر تعداد برگ میتوانند جمعآوری کنند. برگها نباید شبیه هم باشند. اگر امکان گردش در فضای آزاد را ندارند، میتوانید از تصاویر برگهای مختلف استفاده کنید. در مرحله بعدی از بچهها میخواهیم همه برگها را کنار هم بچینند، درباره تفاوتها و شباهتهای هر مجموعه برگ از آنها سوال میکنیم و اجازه میدهیم با هم بحث کنند و یکدیگر را با توضیحاتشان قانع کنند.
سپس با پرسشهایی مانند اینکه کار برگ چیست، هر برگ چه چیزهایی دارد و کار کدام برگ برای درختی که به آن تعلق دارد، مهمتر است، ذهن آنها را متوجه لزوم تفاوت و کارکردهای آن و در عین حال ارزشگذاری میکنیم، مثلا: آیا میتوان گفت اهمیت برگ درخت سیب برای درخت سیب کمتر از اهمیت برگ بوته رز برای بوته است؟ در ادامه همین بحث را به انسانها و تفاوتهایشان بسط میدهیم. آیا تو چون در ظاهر با من متفاوت هستی، ممکن است بهتر یا برتر از من باشی؟ ارزش هر کدام از ما به چیست؟ آیا بودن ما ارزشمند است؟ آیا چیزهایی که هر کدام داریم ارزش ما را تعيين میکند یا آنچه هستیم؟
این پرسشها میتوانند به همین ترتیب ادامه داشته باشند، البته مهم است که بحث را به درستی هدایت کنیم. بنابراین هر جایی لازم بود از افراد مطلع کمک میگیریم.
کودک میتواند قبل و بعد از گفتوگو با دستورزی با گل سفالگری، لوازم نقاشی و از این قبیل، دریافتهایش را عینی کند.
به این ترتیب با یک فعالت ساده، روی چند مفهوم کار کردهاید و به عبارتی با یک تیر چند نشان زدهاید؛ هم اهميت فردیت و ارزشمندبودن را بررسی کردید و هم هوش زیست محیطی کودک را فعال کردهاید.
نوشته آموزش ارزشمندبودن فردیت به کودکان پیشدبستانی اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>نوشته چگونه میتوانم مدرسه فرزندم را بهجای بهتری تبدیل کنم؟ اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>اگر فرزندی داشته باشیم که به مدرسه میرود یکی از دغدغههای اصلیمان از همان ابتدا پیداکردن مدرسه مناسب است. البته هر کدام از ما ممکن است نظر متفاوتی درباره مدرسهٔ مناسب داشته باشیم؛ برای برخی فضای فیزیکی مطلوب و امکانات آموزشی و فرهنگی متنوع مهم است، برخی مایلیم مدرسه صرفا به محتوای کتابهای درسی اکتفا نکند و سایر جنبهها بهخصوص پرورش جسمی، عاطفی و اخلاقی فرزندمان را نیز در نظر بگیرد، برای برخی از ما این موارد حتی در بالای فهرست قرار دارند. از طرفی برخی والدین بیشتر بر جنبه های آموزشی و نمرات بالای درسی تاکید دارند، برخی نیز مایلند امکان تعامل دو طرفه و پویا بین اولیای مدرسه و والدین و نیز ارتباط با اولیای سایر دانشآموزان برقرار شود.
اما فارغ از اینکه ما در کدام دسته قرار داریم، وجه مشترک عمده والدین در این است که بعد از یافتن مدرسه و این روزها پرداخت شهریه، طالب امکاناتی هستند که بابتش هزینه پرداخت کردهاند و به امیدش فرزندشان را به مدرسه مورد نظر فرستادهاند، مطالبهای که به میزان زیادی منفعلانه است.
در حالیکه هر کدام از والدین میتوانند بهجای طلبکاری منفعلانه به این فکر کنند که «من در بهترشدن مدرسه فرزندم چه نقشی میتوانم داشته باشم؟!» و فعالانه کنشگری را تمرین کنند.
به این فکر کنید اگر هر کدام از والدين با چنین پرسشی به مدرسه مراجعه کنند و البته اولیای مدرسه نیز این حق را برای آنها قائل شوند، تا چه اندازه و با چه شتابی میتوان فضای فیزیکی و محتوایی مدارس را صرف نظر از اینکه درحال حاضر در چه شرایطی قرار دارند، از جهات مختلف ارتقا داد.
ابتدای مهرماه بیشتر خانوادهها به مدرسه مراجعه یا در جشن بازگشایی مدارس شرکت میکنند، امسال چه بهعنوان ولی دانشآموز و چه یکی از اولیای مدرسه این پرسش را طرح کنید و هر نفر حداقل پنج جواب برای آن آماده کند.
در مرحله بعد ممکن است شما با برخی از پاسخها و جهتی که میتوانند به سیاستهای مدرسه بدهند، موافق نباشید، اما پیش از اینکه هر کدام را کنار بگذارید، یک گروه هماندیشی با حضور حداقل یک کارشناس تعلیم و تربیت، اولیای مدرسه و تعدادی از والدین تشکیل بدهید. دقت کنید گروه مورد نظر همگن نباشد. چون قرار نیست بدون هیچ چالشی یگدیگر را فقط تایید کنیم، قرار است ضرورت و امکان اجرای هر پاسخ را از جهات مختلف بررسی کنیم.
درخواست تشکیل این گروه میتواند از طرف اولیای مدرسه یا والدین مطرح شود. بعد از تشکیل گروه و انجام فرایندی که توضیح داده شد، حالا میتوانید مطالبه به شکل مثبت و فعالانه را تمرین کنید. برای مشارکت هیچ محدودیت موضوعی قائل نشوید. مثلا میتوانید داوطلب بشوید تا دیوارهای یک کلاس را رنگ بزنید، چند گلدان به مدرسه ببرید، تصویر قاب شده یک یا چند اندیشمند ایرانی یا جهانی را به کلاس یا مدرسه فرزندتان هدیه بدهید، یک روز برای قصهگویی حاضر شوید، یک برنامه شبمانی در مدرسه ترتیب بدهید، نمایش فیلم، تمرین تئاتر، کلاس رفع اشکال، معرفی مشاغل و… این فهرست میتواند به تعداد اعضا ادامه داشته باشد.
دقت کنیم که در هر مرحله میتوانیم از نظرات فرزندمان و سایر دانشآموزان نیز استفاده کنیم.
مهم نیست فرزندمان در چه منطقهای و به کدام مدرسه میرود، با انجام اینکار بهزودی او و سایر دانشآموزان به این پویش کنشگرانه ملحق میشوند، رشد شتاب میگیرد و دستیابی به اهداف تعيينشده آسانتر خواهد شد.
نوشته چگونه میتوانم مدرسه فرزندم را بهجای بهتری تبدیل کنم؟ اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>نوشته کتابها و رمانهای تصویری جدید اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>
داستان «سلام دوست من» نوشته «ربکا کاب»، تصاویر از انتشارات مک میلان
در کتاب تصویری تازه این ماه، موراگ هود نویسنده بینظیر کتابهای کودکان با کتاب «گوسفندی به نام برندا» از انتشارات توهوتس، ماجرایی پرکشش از گوسفند کوچکی را نقل میکند که مثل بقیه نیست؛ با دندانهای تیز، از علف بیزار و دارای میل روزافزون به خوردن همنوعانش. ولی در کمال تعجب، گوسفندان گله از سبک عجیب گوسفندی برندا خوششان میآید؛ اما آیا این علاقه بر میل به شکار برندا اثرگذار است؟ قصه گرگی در لباس میش داستانی تکراری اما بامزه است. در داستان «سلام دوست من» (انتشارات مک میلان) اثر ربکا کاب، صمیمیتی دوستداشتنی موج میزند. در این داستان، قهرمان لپگلی قصه با شوروشوقی شدیدتر از دوستش با او بازی میکند، برج میسازد، ناهارش را قسمت میکند و دایرهزنگی مینوازد. موقع خداحافظی لبخند کمرنگِ روی لب دوست برندا نشان میدهد که بالاخره مهر برندا بر دلش نشسته و فردا او هم بهاندازه برندا شور و شوق دارد. نگاهی که این قصه به جنبوجوشهای زمینبازی دارد، باعث میشود کودک بدون تلاش خاصی در شور و شعف و هیجان قصه سهیم شود.
بیلی، قهرمان کاربلدِ نادیا شیرین نیز در داستانش به نام «بیلی و اژدها» (انتشارات هود) با نوچه گرد و قلمبهاش (کلهگنده) برمیگردد. در این داستان کلهگنده به اسارت اژدهایی درآمده که دم آتشین دارد و بیلی در این داستان شاد، پرماجرا و رنگارنگ باید برای نجات دوستش تمام هنرش را به کار گیرد.

داستان اخیر جودیت کر به نام «نفرینِ خرگوشِ مدرسهای» نشان از تسلط بالای او در دریافت دیدگاه واقعگرای کودکان دارد. وقتی خانواده تامی ناگهان بهاجبار عهدهدار مسئولیت نگهداری دانه برفی، که یک خرگوش مدرسهای است میشوند، سلسله فاجعههای کمدی روی میدهد؛ با وجود گرفتاریهای مالی خانواده و نفرین دانه برفی، آیا تامی هدیه کریسمسش را که یک دوچرخه است میگیرد؟ طراحیهای مدادِ کر که ملایم، بدون ترسیم خطوط واضح و پر از حس و معنی هستند، در داستان آخرش نشان از علاقهی عجیبوغریب او به زندگی خانوادگی دارد.
گوسفندی به نام برندا، تصاویر از انتشارات توهوتس
کودکان هفت سال به بالا و علاقمند به ماجراهای جاسوسی جنگلی، از داستان «مأمور خز و روباه خبیث» (انتشارات هودر) نخستین تجربه نیک ایست در حیطه نگارش و تصویرسازی ادبیات داستانی نوجوانان خوششان خواهد آمد. گورکنهایی که موهای پشتشان تراشیده شده، سوراخ موشهای خراب شده و لانه خرگوشهایی که پودر خارشزا در آنها ریخته بودند، همه و همه نشان از آن داشت که گروه روباه خبیث کار خود را بلد است. این وظیفه مأمور خز و دورکینز (سنجابکِ نوچه او) است که چوب لای چرخ این روباه خبیث بگذارد. نمایش کمدی دلقکبازی، طبیعت مبالغهآمیز و یک کدوحلوایی جایزه برده در این کتابِ سرگرمکننده، مهمل و جذاب و شلوغپلوغ به وفور یافت میشود.
داستان «شاهزاده دوچرخه سوار» (انتشارات چیکن هاوس) نوشته ماری بستینگ و تصویرسازی فلاویا سورتینو، سرگرمکنندهتر است. در سرزمین افسانهای بیسکوتی، پدرِ شاهزاده آوا از آداب ندانیِ او در عذاب است؛ تا وقتی که شاهزاده آوا از طریق دروازهای که به «کامدن لاک» (منطقهای در انگلستان) گشوده میشود، به زندگی واقعی راه پیدا میکند و شروع میکند به یادگرفتن شیرینکاری با دوچرخه؛ اما پسازآن چه اتفاقاتی در کمین اوست؟ خالههای خبیث و پدرخواندههای جنِ او به نام نایجل، به همراه سلسله اتفاقات یک شورش سریع به خلق یک فانتزی ابلهانه و لذتبخش انجامیده است.
اما برای کودکان هشت سال به بالا، سیتا براهماچاری داستانی به نام «رودخانه زرین» (انتشارات اوریون) نوشته که در آینده میگذرد: وضعیت آبوهوا بحرانی شده، زنبورها منقرض شدهاند و کودکان مجبورند برای صاحبان بیرحم مزارعِ آزادی کارِ گردهافشانی را برعهده بگیرند. این داستان سرود زیبایی است از عشق، هنر و همبستگی در برابر ظلم و بیعدالتی. آیا شیفا میتواند با آغاز دوره کار پنجساله برادرش تمبا، از او محافظت کند و بهسلامت به خانه بازش گرداند؟ داستان براهماچاری که تجربه جدید او، با روایتی سوزناک و قدرتمند محسوب میشود، بیانی روشن و خیالآمیز دارد، و در آن واحد از وحشتها، سرسبزی و مخاطرات دنیای طبیعت میگوید.

«آنا در جنگ»، اثر هلن پیترز از انتشارات نوزی کرو، داستان تاریخی تأثیرگذار و گیرایی است. این داستان در دهه پس از 1930 یعنی وقتی که احساسات ضدیهودی در حال شدت گرفتن بود روی میدهد؛ پدر و مادرِ آنا او را سوار قطاری میکنند که از آلمان به انگلستان میرود. وقتی آنا و خواهرخواندهها و برادرخواندههایش به رازی دهشتناک پی میبرند، بهترین فرصت برای آناست که وفاداری خود را اثبات کند، به شرطی که بتواند با خطر مواجه شود.
و بالاخره انتشارات اوزبورن برای کودکان 10 سال به بالا، داستان «جمیما اسمال در برابر دنیا» را به قلم تنزیم وینتر منتشر کرده که در کمال شفافیت، به نگاه عیبجویانهای که نسبت به درشتاندامها-بهخصوص دخترهای درشت هیکل وجود دارد میپردازد. جمیما اسمالِ یازده ساله از این که گنده صدایش کنند خسته شده-بهخصوص از وقتی که به برنامه تغذیه سالم مدرسه (که قبلها به باشگاه چاقها معروف بود) پیوسته است. جمیما دانشآموزی مستعد است، چرا همه به وزنش کار دارند؟ وقتی جمیما شانس شرکت در مسابقه تلویزیونی نوابغ را پیدا کرد، وقت آن بود که علاوه بر رقابت با قلدر زورگوی کلاس، با بزرگترین نقطه ضعفش روبرو شود. آیا او جرئت میکند در انظار عمومی ظاهر شود؟ این کتاب با طنزی بیشیلهوپیله، پر از جزئیات جالبی است که در ذهن جمیما میگذرد، و به خوانندگان این پیام را میدهد که نگران فضای بیشتری که اشغال کردهاند نباشند.
رده سنی نوجوانان

همه سیبهای خراب
نویسنده مویرا فولی-دویل، انتشارات پنگوئن
در خانواده ریس، گویی زنهای سرکش دچار نفرین سرنوشتهای شوم شدهاند. در روزی که دینای 17 ساله همجنسگرا بودن خود را اعلام میکند، خواهر ناآرامش مندی درحال جهش از صخرهای دیده میشود. با شروع نامهنگاری مندی با دینا، دینا درمییابد که برای تسلای زخمهای گذشته خانوادهاش باید خواهر خود را پیدا کند. در این نامهها مندی به تاریخچه سیبهای خرابِ ریس اشاره میکند. داستانی جذاب با روایتی پرخروش و جذاب و آهنگین از زنان قربانی ایرلندی و ظلم مسکوت شدهای که بر آنان روا شده.
حرفهایی که هرگز نگفتیم
نویسنده یاسمین رحمان، انتشارات هاتکی
مهرین از افکار آزاردهندهاش در عذاب است. اولیویا راز وحشتناکی دارد. کارا در تصادفی پاهایش فلج شدهاند. و هیچکس فکرش را نمیکرد دخترانی که از طریق یک وبسایت برای بستن پیمان خودکشی باهم آشنا شدهاند آنقدر به یکدیگر علاقمند شوند یا درباره مرگ نظرشان تغییر کند؛ اما وقتی این اتفاق میافتد، وبسایت آنها را از عقبنشینی نهی میکند. داستانی گیرا، تفکر برانگیز و گاه تکاندهنده در ژانر وحشت.

راهنمای قتل دختران خوب
نویسنده: هولی جکسون، انتظارات الکتریک مانکی
پنج سال پیش، سال سینگ، دوست دختر نوجوانش اندی اسمیت را به قتل رساند. پلیس پرونده را مختومه اعلام کرده و همه بر گناهکار بودن سال باور دارند، مگر پیپا فیتز آمبوی، دختر مدرسهای که بعدها کارآگاه میشود و چندان از صحت این قضیه اطمینان ندارد. وقتی پیپ بازرسی را شروع میکند و رازهای شهر کمکم افشا میشود، مخاطرات عجیبی سر راه او سبز میشوند. چه کسی میخواهد او را ساکت کند؟ یک داستان ژانر وحشت منسجم، خواندنی با پلاتی قوی.
***
نوشته کتابها و رمانهای تصویری جدید اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>نوشته کتابهای درسی در ایران مردانهاند اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>جواد حسینی با اشاره به اینکه پوشش تحصیلی، نرخ جذب جمعیت پایه تحصیلی به تفکیک جنس، نرخ باسوادی، نرخ ترک تحصیل به تفکیک جنس و میزان برخورداری دانشآموزان از اردوگاهها و مراکز تربیتی از جمله شاخصهای عدالت جنسیتی در آموزشوپرورش است، ادامه داد: «در پژوهشی که حدود ۱۰ سال پیش با رویکرد بررسی کلیشههای جنسیتی در کتابهای درسی تمام مقاطع تحصیلی انجام دادم؛ به این نتیجه رسیدم که ۷۰ درصدکتابهای درسی به لحاظ تصاویر، اسامی، پدیدآورندگان، نقشهای کلیدی، ابزاری و بسیاری از موارد دیگر مردانه است.»
سرپرست وزارت آموزشوپرورش گفته امروز رویکردها به گونهای است که این شاخص را کاهش دهیم و مترصد هستیم تا بخشنامه دولت مبنی بر واگذاری حداقل ۳۰ درصداز پستهای کلیدی به زنان را در این وزارتخانه عملی کنیم.
نوشته کتابهای درسی در ایران مردانهاند اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>نوشته مواظب باش همهچیز سرجایش باشد اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>قرار بود برای پرونده ژان کلود مورلوا و رمان تحسینشده «رودخانه واژگون» یادداشتی بنویسم، اما خواهش کردم اجازه داشته باشم تا بهجای آن، درباره کتاب محبوبم از او، «کودک دریا»۱، بنویسم.
کودک دریا، روایت یک سفر ناگهانی و بدون برنامه به سوی دریاست؛ یان، پسر کوچک خانواده دوترلو، در نیمهشبی بارانی برادرانش را بیدار میکند، لباس پوشیدهنپوشیده مجابشان میکند برای اینکه توسط پدرشان کشته یا آنگونه که بزرگترین برادر میگوید اذیت نشوند خانه را ترک کنند و بهسوی دریا بروند. کتاب روایت جذاب و جانداری دارد. راویها به تناسب ماجرا افراد درگیر و مربوط به این سفر هستند. فرم روایت داستان و زبان و زاویه دید راویها، که برادرهای یان، زنی که مددکار مدرسه است، راننده، نانوا، مکانیکی که همسر مددکار مدرسه است (و یک فصل درخشان داستان، تکگویی شاعرانه و بسیار جذاب اوست)، ژاندارم، نگهبان ویلا، کارخانهدار، پدر و مادر و رهگذران و مسافران هستند، جذابیت قصه و تعلیق آن را برجسته میکند.
ژان کلود مورلوا بر خلاف سایر آثاری که داستان سفر قهرمان یا شخصیتهای قصه را روایت میکنند تا به موازات آن سیر تحول و تکامل آنها را هم در طول سفر به مای خواننده نشان بدهند، سفر پسران خانواده دوترلو (سه جفت دوقلو و یان کوچکترین پسر و قهرمان کتاب) را نه سفری برای ساختهشدن شخصیتها، و نه سفری برای اینکه آنها خود را بشناسند و تغییر کنند و کامل بشوند، بلکه سفری برای نشاندادن رنجی که بچهها به عنوان نمایندگان نوجوان جامعه فقیر فرانسه در زندگی متحمل میشوند، در نظر گرفته است.
تقابل بچهها که همگی جابهجای داستان با تشبیهات شاعرانه اما تلخ و سیاه، ژولیده و دچار سوءتغذیه معرفی میشوند، با چالشهایی که برایشان در این سفر پیش میآید و با آدمهایی که کاملاً بر حسب تصادف سرراهشان قرار میگیرند، دنیای کثیف و بیرحمی را میسازد و به تصویر میکشد که هرچند برای نوجوانانی که حمایت خانواده را ندارند و تنهایند، ناامن و خطرناک است، اما مقدر است و آنها نه توسط ژاندارم و راننده کامیون و وانت و نه توسط مسافر سیاهپوستی که شاهد خلافکاری کوچکشان برای سیرکردن شکمشان است، بلکه توسط یک مرد کارخانهدار متمول که فقط ماهیانه ۱۵۰ فرانک به مرد جوان علاف و بیکاری میدهد که ویلایش را در سواحل بوردوی فرانسه بپاید که «همهچیز سرجایش باشد.» زندانی میشوند و در آستانه مرگ قرار میگیرند.
نگاه نویسنده به جامعه کوچکی که بهعنوان جزیی از کل ساخته و پیش روی ما قرار میدهد بهشدت جانبدارانه و مخالف سرمایهداری و اختلاف طبقاتی است.
راویهای داستان هنگام توصیف ظاهری بچهها و شرایطی که در آن قرار داشتند، چند جا و در صحنههای مختلف ضمن بیان احساس همدلانهشان با آنها میگویند: «حتا یادآوری این صحنه نیز مرا اذیت میکند…» اما تنها شخصیت سرمایهدار داستان نهتنها از بلایی که سر بچهها آورده پشیمان نیست بلکه بهوضوح آنها را انگل میداند و میگوید حقشان بود که چند روز بیآب و غذا و نور در ساختمان ویلا زندانی بشوند و حالا هم که چیزی نشده، جریمهاش را میدهم و خلاص.
نویسنده نتیجه نمیگیرد، اما نشان میدهد چگونگی وضعیت نابسامان خانواده «دوترلو» و بهطبع آن اوضاع دردناک پسربچهها، نتیجه ساختاری است که نه تنها فقر و حاشیهنشینی را عادی و طبیعی جلوه میدهد بلکه همواره سعی بر نادیدهگرفتن و به رسمیتنشناختن آن نیز دارد.
من کتاب را با ترجمه زهره ناطقی خواندم و هنگام خواندن، مدام ذهنم میرفت سمت این پرسش که آیا داستان مناسب نوجوانان ما هم هست یا نه؛ مخصوصاً با آن غافلگیری تمام و هرچند تلخ و بسیار ناراحتکننده آغاز داستان که قلب خواننده را مچاله میکند. با پایان کتاب به این باور رسیدم که «کودک دریا» بهخاطر درونمایهاش میتواند یک «رمان نوجوانی»۲ مدرن باشد. ژانر «رمان نوجوانی» در ادبیات غرب سابقه و ادامه قابل توجهی دارد. هرچند متاسفانه در ادبیات فارسی درباره این ژانر چیز زیادی گفته و نوشته نشده است. در اهمیت ژانر «رمان نوجوانی» همین بس که رمانهای «ناطور دشت» و «عقاید یک دلقک» ذیل آن طبقهبندی، مطالعه و نقد میشوند. هویتیابی جنسیتی، رابطه فرزند – والدی، دیگری و عشق، درونمایه آثاری را که در ژانر «رمان نوجوانی» قرار دارند تشکیل میدهد. با این اوصاف کتاب را مناسب نوجوانانی میدانم که وارد دوره خواندن ادبیات جدی بزرگسال شدهاند. مخصوصاً اینکه ترجمه روان و برای نوجوان قابل فهمی دارد (به استثنای یکیدو جا که میشد مترجم از عبارات امروزیتری استفاده کند؛ مثلاً در بخش دوم، فصل ۲ آنجا که از برطرف کردن نیازهای بچهها میگوید و منظور نویسنده قضای حاجت است.)
زهره ناطقی کتاب را از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرده و زبان فارسی پاکیزه و بیدستاندازش مخاطب را آزار نمیدهد.
پینوشت:
[۱] کودک دریا؛ نویسنده ژان کلود مورلوا؛ مترجم زهره ناطقی؛ انتشارات محراب قلم ۱۳۹۴
[۲] «adolescent novel» مخاطب «رمان نوجوانی»، بزرگسال است و ژانری است که به مشکلات نوجوانان در سنین حساس و سرنوشتساز نوجوانی میپردازد و با مفهوم «رمان نوجوان» تفاوت دارد.
***
نوشته مواظب باش همهچیز سرجایش باشد اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>نوشته مدارس غیردولتی: شهریه میلیونی برای تشکیل کلاس در انباری و آشپزخانه مدارس اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>مجتبی زینیوند، رئیس سازمان مراکز و مدارس غیردولتی وزارت آموزش و پرورش ایران شامگاه جمعه ۲۸ تیر در یک برنامه تلویزیونی به صورت تلویحی خواستار موافقت وزارت آموزش و پرورش با افزایش شهریه مدارس غیردولتی شد.
او گفت که نرخ اجاره به شدت افزایش پیدا یافته است در حالی که مدارس اجازه ندارند شهریه را بیشتر از نرخ تورم افزایش دهند.
به گفته زینیوند، ۸۵ درصد مدارس غیردولتی در مکانهای استیجاری مستقر هستند. او شمار مدارس غیردولتی در سراسر ایران را ۱۶ هزار واحد و شمار دانش آموزان این مدارس را ۱۱ درصد جمعیت دانشآموزی اعلام کرد.
قدرتالله علیزاده عضو شورای سیاستگذاری مدارس غیردولتی هم در این برنامه تلویزیونی شهریه مصوب این مدارس را ۵ میلیون تومان اعلام کرد اما گفت که با این شهریه مدارس چند ماه بیشتر دوام نمیآورند.
میرحمایت میرزاده، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی اما این اظهارات و مطالبه افزایش شهریه را نادرست دانست و گفت که هزینه مدارس غیردولتی بالا است، مردم پول برای پرداخت شهریه این مدارس ندارند و برای همین ظرفیت این مدارس خالی مانده است.
به گفته میرزاده وزارت آموزش و پرورش به خانههای مسکونی مجوز مدارس غیردولتی داده است.
او خواستار تعطیلی مدارس غیردولتی که «در انباری و آشپزخانه کلاس تشکیل میدهند»، شد و گفت: «به کسی که مکان ندارد نباید مجوز بدهیم. به انباری و پشت بام و آشپزخانه نباید مجوز تشکیل کلاس بدهیم. برخی بچه های ما زندانی شده اند، کلاس پنجره ندارد، پارتیشن بندی است. خانوادهها بروند کلاسهای درس فرزندشان را ببینند. جایی که استاندارد نیست، نباید کلاس درس بشود».
با وجود این انتقادها وزارت آموزش و پرورش ایران سالانه به ازای هر دانشآموز ۴ میلیون تومان به مدارس غیردولتی پرداخت میکند. این مدارس که تحت عنوان غیرانتقاعی فعالیت میکنند، از پرداخت مالیات نیز معاف هستند و شهریه بالغ بر ۲۰ میلیون تومان دریافت میکنند.
نوشته مدارس غیردولتی: شهریه میلیونی برای تشکیل کلاس در انباری و آشپزخانه مدارس اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>نوشته داستانی برای مخترعان کوچک اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>الهام فخرایی//
کتاب «ساختن فوقالعاده است» نوشته اشلی اسپایرز، دو شخصیت محوری دارد؛ یک دختر کوچک و گربهای که بهترین دوست او محسوب میشود. اشلی اسپایرز همان ابتدای داستان با جمله «این دختری معمولی است…» نشان میدهد که قرار نیست این کتاب به گروه خاصی تعلق داشته باشد. دخترک با گربهاش بازی میکند، غذا میخورند، استراحت میکنند و چیزهای تازهای کشف میکنند. تا اینکه یک روز فکر بکری به ذهن دخترک میرسد و تصمیم میگیرد فوقالعادهترین چیز را بسازد!
اما در ادامه علیرغم تلاش دخترک، با شکستهای پیدرپی او روبهرو میشویم، تا اینکه به کلی ناامید و بدخلق میشود. اسپایرز مینویسد: «هرچه عصبانیتر میشود، تندتر کار میکند، او قطعهها را خرد میکند. تکهها را به هم فشار میدهد و توی سر تکههای ریز مشت میکوبد. حالا دستهایش برای کارکردن زیادی بزرگاند و مغزش بیش از حد پر از چیزهایی است که درست نیستند.» بعد هم دردی که از انگشت زخمی شروع شده، به مغز دخترک میدود و او از شدت عصبانیت منفجر میشود.
اگر با بچهها سروکار داشته باشید، احتمالا این صحنهها را زیاد دیدهاید، حتی شاید به عنوان یک بزرگسال هم خودتان آن را تجربه کرده باشید. با این اوصاف برای قهرمان داستان و ایدهاش چه اتفاقی میافتد؟
نویسنده، داستان را به گونهای پیش میبرد که صمیمیترین دوست دخترک به او کمک کند تا عصبانیتش را بپذیرد و راهی برای کنارآمدن با آن پیدا کند. اینجاست که به نکته مهم داستان میرسیم: هیچ چیز کامل نیست!
داستان «ساختن فوقالعاده است» میتواند برای طرح موضوع کمالگرایی منفی به زبانی کودکانه مفید باشد. اسپایرز با این جمله که «بعضی قسمتهای آن چیزهای اشتباه، کاملا درستاند.» تجربهٔ ساختن را به کاری فوقالعاده تبدیل میکند. فوقالعاده یعنی بتوانی آن قسمتهای درست را در جای خودش بهکار بگیری و بالاخره از تماشای آن لذت ببری.
نوشته داستانی برای مخترعان کوچک اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>نوشته رالف قصه مینویسد؛ داستانی برای نویسندههای کوچک اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>ابی هنلن، نویسنده و تصویرگر کتاب، داستان را از زبان کودکی به نام «رالف» روایت میکند، رالف میگوید: خانم معلم ما همیشه میگفت: دنیا پر از قصه است و بچههای کلاس همیشه آنها را پیدا میکردند.
اما رالف با پیداکردن ایدهها و نوشتن داستان مشکل دارد. او کلی فکر میکند، به برگه زل میزند، به سقف خیره میشود، اما هر بار به جز اسمش هیچ کلمهای روی صفحه کاغذ ننوشته است. رالف هر کاری میکند و به هر دری میزند تا از قصه نوشتن شانه خالی کند. مثلا مرتب میرود سر وقت آبخوری، یا برای رفتن به دستشویی اجازه میگیرد، توی راهروها وقت میگذراند، به همکلاسیاش پیشنهاد میدهد که کاغذهای قصه نویسیاش را منگنه کند و حتی داوطلب میشود که به خاله آشپز در مدرسه کمک کند، اما قصه ننویسد. چرا قصه نوشتن برای رالف اینقدر سخت است؟
در جایی از کتاب، رالف تعریف میکند که: یک روز بعد از اینکه خانم معلم من را برگرداند سر جای خودم، به دیزی التماس کردم کمکم کند. «من نمیتوانم قصه بنویسم… چون که هیچ اتفاق جالبی برایم نمیافتد!» دیزی گفت: «الکی نگو! خودم تا حالا کلی قصه دربارهات نوشتم.» به نظر رالف، دیزی نویسنده محشری است، حتی وقتی رالف در کشوی میز دنبال قصه میگردد و یک جوراب آنجا پیدا میکند، دیزی بلافاصله قصه بعدیاش را با عنوان «ماجراهای جوراب» شروع میکند.
رالف سر درنمیآورد که چطور باید این مشکل را حل کند، تا اینکه یک روز برای پیداکردن قصه، زیر میز دراز میکشد و بعد یاد آن روزی میافتد که روی چمنهای پارک همینطوری دراز کشیده بود، به آسمان نگاه میکرد و آفتاب میخورد توی چشمهایش و ناگهان یک کرم روی پای او شروع کرده بود به وول خوردن، حسابی غرق فکر و خیالکردن بود که معلم او را پیدا کرد و بعد…
ابی هنلن با بیان ماجرای رالف از زبان خودش، به شکلی ساده و ملموس خواننده کودک یا بزرگسال را با دلنگرانیها و مشکلاتی که یک کودک ممکن است در انجام تکالیفش با آن مواجه شود، آشنا میکند. نکته مهم دیگری که ابی هنلن در قصه گنجانده است، اهمیت حضور همسالان در یادگیری و حل مساله بین کودکان است. نویسنده این ویژگی را به دفعات بهکار میگیرد.
داستان «رالف قصه مینویسد» با نقاشیهای ساده و رنگهای گرم و چهرههایی که احساسات را به خوبی نشان میدهند و البته طنز موجود در آن میتواند از جمله کتابهایی باشد که بچهها را به مدرسه و معلمها علاقهمند کند و البته بهخصوص برای معلمها و والدین به عنوان طرح فعالیت در کلاس درس یا خانواده کاربرد داشته باشد.
فکرش را بکنید که بچهها با آن روحیه کنجکاو و ذهن پرسشگرشان، چه داستانهایی میتوانند درباره اتفاقات پیشآمده از زاویه دید خودشان بنویسند و این موضوع تا چه اندازه به بهبود جنبههای روانشناختی آنها نظیر برونریزی عاطفی، کاهش استرس و افزایش اعتماد به نفس و نیز تقویت جنبههای شناختی و پرورش قوه تخیل آنها کمک خواهد کرد.
کتاب «رالف قصه می نویسد» میتواند برای شما و بچههایی که با آنها سر و کار دارید، یک نقطه شروع برای تمرین نویسندگی باشد؛ امتحان کنید و تجربههایتان را به اشتراک بگذارید.
نوشته رالف قصه مینویسد؛ داستانی برای نویسندههای کوچک اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>نوشته گرگها توی دیوار؛ داستانی درباره تفاوت مشکل و مساله اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>الهام فخرایی//
در داستان «گرگها توی دیوار» ما با یک مشکل مواجهیم؛ صداهایی که از داخل دیوارهای یک خانه به گوش میرسد، اما به جز لوسی، دختر کوچک خانواده، بقیه آن را نادیده میگیرند. درواقع صداهای توی دیوار مساله هیچکس نیست و بقیه صرفا با تکرار جملههای «اگر گرگها از توی دیوار بیرون بیایند، کار تمام است»، «هیچ گرگی توی دیوار زندگی نمیکند» و «همه میدانند» توجه به این موضوع را پشت گوش میاندازند. تا اینکه بالاخره یک روز، گرگها از توی دیوار بیرون میآیند و آنها مجبور میشوند خانه را ترک کنند و بهطور جمعی تاوان این نادیدهگرفتن و بیعملی یا درواقع عمل بدون اندیشه را بپردازند.
اعضای خانواده که بیسرپناه ماندهاند، به مهاجرت فکر میکنند؛ سفر به جزیرهای متروک، صحرای آفریقا، قطب شمال و حتی سفر به فضا هم از گزینههای پیشنهادی آنهاست، حتی مادر به لوسی که عروسک مورد علاقهاش را در خانه جا گذاشته پیشنهاد میدهد که یکی دیگر برای او میخرند که نو و تمیز باشد. درواقع آنها بهجای ایستادن و حل مساله، فرار روبهجلو را انتخاب کردهاند، چون فکر میکنند وقتی گرگها از توی دیوار بیرون بیایند، کار تمام است!
اما لوسی زندگی در خانه خودشان و عروسک قدیمیاش را ترجیح میدهد، او شبانه و یواشکی وارد خانه میشود تا عروسکش را بردارد. ورود او و توصیف وضعیت مفرح و خندهدار گرگها در خانه بهتدریج مشکل موجود را به مساله تبدیل میکند. لوسی راه حلی پیشنهاد میدهد و در ادامه پایههای صندلی ابزاری میشود برای فراریدادن گرگها؛ به همین راحتی!
داستان «گرگها توی دیوار» نشان میدهد که مشکل معمولا از جایی شروع میشود که همهچیز عادی به نظر میرسد و ما درگیر تکرار میشویم؛ مادر مربا میپزد و مربا، برادر وقتش را به بازی ویدئویی میگذراند و پدر ساز توبا مینوازد و همگی یک جور فکر میکنند. اما بالاخره یک مشکل از راه میرسد و دعوت برای تغییر آغاز میشود؛ البته ما اغلب خودمان را به آن راه میزنیم و حاضر نیستیم از دنیای امنمان بیرون بیاییم، اما اگر به این روال ادامه بدهیم، آنوقت همهچیز به گونهای پیش میرود که انگار کار تمام است، ولی اگر جرات روبهروشدن با آن را پیدا کنیم، آنوقت مشکل به مساله تبدیل میشود و راه حلی پیدا خواهیم کرد. بازگشت لوسی به خانه مقدمهای برای همین امر است.
نیل گیمن، نویسنده کتاب، داستان را با الهام از کابوس کودک چهار سالهاش نوشته و توانسته بهخوبی تفاوت مواجهه روانشناختی کودک و بزرگسال را با دنیای اطراف نشان بدهد.
لوسی بهعنوان تنها کودک داستان، اولین و تنها فردی است که حضور گرگها را جدی میگیرد و درباره آن با بقیه حرف میزند، اما پدر، مادر و برادر به حرفهای او اعتنایی نمیکنند.
در کهن الگوی کودکی به معنای مثبت آن، هنوز جستوجوگر وجود فعال است و جهان برای فرد فارغ از سن و جنسیت تکراری و از پیش تعریف شده نیست؛ آگاهی کودک از جنس آنچه در جریان اجتماعیشدن و آموزش از مردم و مدرسه میآموزیم نیست، بنابراین اینجاست که لوسی بهعنوان تنها کودک داستان و تنها فردی که هنوز از موهبت آگاهی برخوردار است، باور «هیچ گرگی توی دیوار نیست» و «اگر گرگها از توی دیوار دربیایند، کار تمام است» و «همه میدانند» را به چالش میکشد.
از طرفی شباهت وضعیت گرگها با وضعیت خانواده لوسی منجر به نوعی تساهل و تسامح در مورد گرگها میشود. بعد از اینکه میبینیم آنها هم دچار همان خطای شناختی خانواده لوسی هستند، احساس ترس یا تنفر اولیه از گرگها رنگ میبازد و بهجایش نوعی درک و شفقت مینشیند، بهخصوص که مخاطب کتاب، کودک است و قرار نیست به گرگها برچسب موجودات بدجنس بچسبانیم. بیان طنزآمیز نویسنده و در ادامه پیداشدن سر و کله فیلها نیز به این موضوع کمک میکند.
علاوه بر این، نیل گیمن با جایگزینی فیل به جای گرگ بر تکرار و پایانناپذیری مسایل سفر زندگی تاکید میکند، مسائل (مشکلات) تمام نمیشوند، فقط صورت مسالهها تغییر میکند. اگر از چیزی بترسیم و با آن روبهرو نشویم، مثل یک گلوله برفی بزرگ و بزرگتر میشود، اما اگر بایستیم، پیداکردن راه حل آنقدرها هم سخت نیست. درواقع، ما راهی بهجز جدیگرفتن آنها نداریم.
از طرفی حل یک مشکل هم فقط به حل همان یک مساله منتهی نمیشود، بلکه اتفاقهای خوب دیگری هم در راه است؛ مانند پدر که به لطف گرگها ساز جدیدی را که مدتها دوست داشت، خرید. خانه هم حسابی تروتمیز شد و لوسی هم هوشیارتر!
داستان «گرگها توی دیوار» نمونه خوبی برای بررسی تفاوت این دو مفهوم و آموختن آن به بچهها و یادآوریاش به بزرگترهاست. بهخصوص اگر گفتوگو درباره این کتاب را با طرح پرسشهایی درباره تجربههای مشابه خودمان یا بچهها همراه کنیم.
نوشته گرگها توی دیوار؛ داستانی درباره تفاوت مشکل و مساله اولین بار در الـفـبـــــا پدیدار شد.
]]>