بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ
هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شدهاند مُرده مپندار بلکه زندهاند که نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند
خانواده محترم شهید سرافراز حسین اجاقی
سلام علیکم بما صَبَرتُم
شهادت، هنر مردان خداست و بندگان مخلص و الهی، همیشه در آرزوی شهادتند و خوشا به حال کسانی که در راه جهاد و مقابله با معاندان، عاشقانه به دیدار معبود خود شتافتند.
بار دیگر یکی از پیروان مکتب حضرت روحالله (ره) و عاشقان امام خامنهای (حفظه الله)، به قافلهی اصحاب آخرالزمانی سیدالشهداء (علیهالسّلام) پیوست تا ثابت کند که صحرای کربلا، به وسعت همهی تاریخ است.
شهادت مظلومانهی بسیجی دلاور، شهید حسین اجاقی توسط مزدوران وحشی و وطن فروشان خائن، موجب تاثّر و تاسّف عمیق و نیز انگیزهای مضاعف برای مردم انقلابی وملّت عزیز، در پاسداری از نظام مقدّس جمهوری اسلامی گردید.
قطعاً حملات ناجوانمردانهی معاندان مسلّح و آشوبطلب از سوی ملّت شهید داده و فداکار بیپاسخ نخواهد ماند و حافظان امنیت، بساط حرکات کور و خائنانه را به فضل الهی، جمع خواهند کرد.
اینجانب شهادت این بسیجی دلاور، مجاهد و انقلابی را به محضر فرمانده معظم کل قوا، مردم ولایتمدار و غیور تبریز و بویژه بستگان ارجمند و بیت شهید پرور شما، تبریک و تسلیت عرض مینمایم و حشر با اصحاب امام حسین (علیهالسّلام) را برای این شهیدِ گرانقدر، از درگاه حضرت باریتعالی، مسئلت مینمایم.
سیدحسن ربانی
نماینده ولیفقیه در وزارت جهادکشاورزی
سوم مهرماه ۱۴۰۱
]]>
برخي منابع تاريخي، از توليد و صادرات حنا در بعضي از كشورها سخن گفتهاند. با مطالعه آثار به جاي مانده از تمدنهاي سومر، مصر و بابل ميتوان دريافت كه مهمترين استعمال حنا در آن عصرها براي آرايش و زيبايي بوده و براي رنگ كردن مو و دست مورد استفاده قرار ميگرفته است.[4] برخي اعتقاد دارند هيچ مدركي از كاربرد حنا در دوران پيش از اسلام و در ميان زردشتيان وجود ندارد؛[5] در مقابل گفته شده، خضاب كردن به حنا قبل از اسلام نيز مرسوم بوده است[6] و اعراب، حنا را به عنوان دارو بر زخم ميگذاشتند.[7]
حنا، پس از اسلام به جهت اهتمام و سفارش فراوان اهل بيت“، به استفاده از آن، در ميان مسلمين رواج يافت و از جمله كاربردهاي آن را ميتوان رنگ كردن دست و پا، مخصوصاً در ميان زنان و در شاديها نام برد. در هندوچين نيز از برگهاي اين گياه براي معالجه جذام، يرقان و شوره سر استفاده ميشود.[8] مهمترين اسناد در ارتباط با مصرف حنا در ايران به سفرنامهها بر ميگردد.[9] در دوره¨ قاجار، مصرف حنا در ميان ايرانيان زياد بوده و در برخي از سفرنامهها آمده است كه تمام مردم اعم از زن و مرد و مخصوصاً پيرمردان، حناي زيادي استعمال ميكردند؛ ريش سفيد را كه بر وقار و احترام پيران ميافزايد با حنا رنگ كرده و انگشتان و كف دست و پا را نيز با حنا به رنگ قرمز درميآوردند.[10] ايشان حنا را بيشتر در حمام ميبستند.[11] آنان حتي بدن حيوانات خويش را نيز با حنا رنگ ميكردند؛ مثلا ستون فقرات اسبان سفيد را با حنا رنگ ميزدند و با حنا علامت دست خود را در بدن حيوان باقي ميگذاردند تا معلوم شود كه اين اسب به چه كسي تعلق دارد.[12] شاردن در قرن هجدهم ميلادي، اين نوع رنگ كردن حيوانات را در شيراز گزارش كرده، ميگويد: كساني كه اسب دارند به اقتضاي عرف و عادت در فصل زمستان، ساقهاي دست و پا و اندام اسب خود را تا سينه، و گاه سرش را هم با حنا رنگ ميكنند و بر اين اعتقادند كه رنگ حنا از تأثير سرما بر بدن اسب ميكاهد.[13] در برخي مناطق ايران حنا بستن، نشانه شادي بوده و هست و به همين لحاظ عمدهترين نشانه¨ سوگواري، خودداري از حنا بستن ميباشد و كسي را كه بخواهند از عزا درآورند، برايش حنا ميبرند؛ حتي گوسفندي را كه براي روز عيد قربان يا شب چهارشنبهسوري به خانه عروس ميفرستند، حنا ميبندند تا خوششگون باشد و شادي به همراه برد.[14] حنابندان يكي از مهمترين مراسم عروسي است[15] كه با تفاوتهاي اندكي، در تمام نقاط ايران بهخصوص اردبيل،[16] و گيلان انجام ميشود و معمولاً شب قبل از عروسي صورت ميگيرد. در اين مراسم، حنا را در جامهاي برنجي يا نقرهاي بزرگ، از هفت تا چهل جام خيس كرده و روي خمير حنا، طلا يا نقرهاي مينهند و بر خوانچهاي با شمعهاي رنگارنگ و فروزان گذاشته،[17] و در كنار شيريني، نان، آينه، آب، شمع و ميوه به خانه¨ عروس ميبرند و چنين ظرفي را از خانه¨ عروس به منزل داماد نيز ميبرند و دست و پاي داماد و كف دست عروس را حنا ميگذارند. . اما برخي بر اين اعتقاد هستند، كه در اين ايام نبايد به دست و پاي عروس نقش زد، چرا كه نقشها گره دارند و باعث گره در كار عروس خواهد شد.[18] در اين مراسم، حاضران، نيتي ميكنند و از حناي كف دست داماد برميدارند. در اين هنگام رسم است كه شخصي پشت سر داماد ايستاده و اشعار حناسري را با آهنگ مخصوص بخواند. اين اشعار معمولاً به زبان فارسي است كه به چند نمونه¨ آن اشاره ميشود: چنانم رخصتم دادي كه بر دستت حنا بندم/ به دل گفتم كه يا رب موسم گل چيدن است امشب؛ چه خوش بينم حنا را در ميان مجمع زرين/ يقين دانم حنابندان آن سيمينتن است امشب. به اين ترتيب شعرهاي حناسري در ميان كف زدن و هلهله و شادي اهل مجلس به پايان ميرسد.[19] اين مراسم در اردبيل به «حنا گجه» شهرت دارد.[20] برخي مردم ايران براي حنا باورهايي جادويي دارند، به گونهاي كه مثلا براي سفت شدن گوشت نوزاد در روز هفتم يا دهم تولد، وي را به حمام برده و تمام بدنش را حنا ميگذارند يا براي شفاي كودك بيمار، او را به امامزاده برده و دست و پايش را حنا ميبندند.[21] مردم اهواز دختران بخت بسته¨ خويش را با مقداري حنا به زيارتگاه عباسيه يا علي بن مهزيار برده، آن را خيس ميكنند و در سه ظرف ميريزند و با سه شمع، به سقاخانه¨ شهر ميبرند و براي گشودن بخت و شوهر كردن، شمعها را روشن ميكنند و در ظرفهاي حنا ميگذارند.[22]
[1]. دانشنامه¨ دانش گستر، ج7، ص347.
[2]. الحاوي في الطب، ج3، ص378؛ الجامع لمفردات الأدوية و الأغذية، ج2، ص302.
[3]. الحاوي في الطب، ج12، ص59؛ مادة البقاء، ص627.
[4]. «آرايش و هنر»، مجله¨ هنر و مردم، ش16، ص33.
[5]. دانشنامه¨ دانش گستر، ج7، ص347.
[6]. المصنَّف في الأحاديث والآثار، ج8، ص335؛ الأوائل، ج1، ص27؛ تاريخالإسلام و وفياتالمشاهير والأعلام، ج2، ص443.
[7]. گياهان دارويي، زرگري، ج2، ص381؛ دائرة المعارف بزرگ طب اسلامي، ج2، ص368.
[8]. گنجينه¨ پزشكي، ص663.
[9]. سفرنامه¨ شاردن، جلد2، ص712؛ تاريخ سيستان، ص298؛ سفر در ايران، ص64؛ سياحتنامه¨ ابراهيم بيگ، ج1، ص180.
[10]. سفرنامه¨ از خراسان تا بختياري، ص654.
[11]. طهران قديم، ج1، ص495.
[12]. سفرنامه¨ از خراسان تا بختياري، ص654.
[13]. سفرنامه¨ شاردن، ج2، ص741.
[14]. كتاب گيلان، ج3، ص444.
[15]. اردبيل در گذرگاه تاريخ، ج2، ص158؛ بيرجندنامه، ص343؛ روزنامه¨ سفر حج عتبات عاليات، ص176؛ سفرنامه¨ از خراسان تا بختياري، ص634؛ سفرنامه¨ پيترو دلاواله، ص135؛ طهران قديم، ج3، ص76.
[16]. اردبيل در گذرگاه تاريخ، ج2، ص158.
[17]. دانشنامه¨ دانش گستر، ج7، ص347.
[18]. همان.
[19]. كتاب گيلان، ج3، ص4465.
[20]. اردبيل در گذرگاه تاريخ، ج2، ص158.
[21]. باورها و دانستهها در لرستان و ايلام، ص201؛ از خشت تا خشت، ص65.
[22]. عقايد و رسوم مردم خراسان، ص90.
]]>
در اين كارگاه كه بيش از 100 نفر از نويسندگان شركت كرده بودند؛ حجه الاسلام و المسلمين دكتر برجي مدير علمي دانشنامه اسلامي كشاورزي به بيان تجربيات خود در 20 سال پژوهش در حوزه دانشنامه نويسي پرداخت؛ وي ابتدا به اهميت تحقيق و تاليف مقاله به عنوان اصلي ترين و مهمترين شيوه ارائه نتايج هر تحقيق تاكيد كرد.
مدير علمي دانشنامه با برشمردن خصائص يك نويسنده خوب از جمله تخصص داشتن، دوري از تعصب، آشنا بودن با روشهاي تحقيق و … مقالههاي نگارش شده توسط نويسندگان را گزارشي از يافتههاي علمي و نتايج اقدامات پژوهشي جهت استفاده ساير محققان معرفي نمود و در ادامه به تعريف انواع مقالات پژوهشي، ترويجي و مروري و دانشنامه اي پرداخت.
دكتر برجي اولين گام در مقالات دانشنامهاي را انتخاب مدخل شمرد و در ادامه ساختار مقالات دانشنامهاي را شامل مدخل، شناسه، بدنه، ارجاع به منابع، ارجاع به مطالب و منابع پاياني دانسته هر يك از اين موارد را توضيح داد و به ضوابط و مقررات هر يك از اين ساختار اشاره نمود و تفاوت ساختار مقالات دانشنامهاي و مقالات علمي پژوهشي را بيان كرد.
ايشان در ادامه به بايستههاي نگارش مقالات و ساختار آن اشاره كرد و در قالب 22 نكته اين باستههاي را براي حاضران در اين جلسات تشريح نمود. وي در قسمت پاياني به بررسي الگوي مداخل دانشنامه اسلامي كشاورزي تحت عناوين الگوي مداخل عام كشاورزي، الگوي مداخل گياهان و الگوي مداخل حيوانات پرداخت.
]]>نباید از یاد برد که بنیان گذار جمهوری اسلامی، از موضع والای یک پیشوای دینی و روحانی، دست اندرکار نجات بخشی یک ملت عقب نگاه داشته شده، ولی خواستار عزت و استقلال در تمامی عرصه های حیات جمعی بود . اسلام – چنان که از قرآن کریم و سیره نبوی و کردار امامان شیعه برمی آید – همواره به زمین و زیبایی و فزونی محصولات آن چشم دوخته و مسلمانان را به کوشش و آبادانی آن ترغیب نموده است . در اینجا، گوشه ای از فرمان علی بن ابی طالب – علیه السلام – را که از حمایت علوی نسبت به قشر زحمت کش کشاورز، حکایت دارد می آوریم .
“ولیکن نظرک فی عمارة الارض ابلغ من نظرک فی استجلاب الخراج لان ذلک لایدرک الابعمارة، و من طلب الخراج بغیر عمارة اخرب البلاد و الملک العباد، ولم یستقم امره الا قلیلا، فان شکوا ثقلا او علة او انقطاع شرب او بالة او احالة الارض اغتمرها غرق او اجحف بها عطش خففت عنهم بما ترجو ان یصلح به امرهم . “1
[“ای مالک اشتر]، و باید نگریستنت به آبادانی زمین بیشتر از ستدن خراج بود، که ستدن خراج جز با آبادانی میسر نشود; و آن که خراج خواهد و به آبادانی نپردازد، شهرها را ویران کند و بندگان را هلاک سازد، و کارش جز اندکی راست نیاید; و اگر از سنگینی – مالیات – شکایت کردند، یا از آفتی که – به کشت – رسیده، یا آبی که از کشت هاشان بریده، و یا باران بدانها نباریده یا – بذر زمین – بر اثر غرق شدن یا بی آبی تباه گردیده، بار آنان را سبک گردان چندان که می دانی کارشان سامان پذیرد بدان . ”
در این حکم حکمت آمیز، آشکارا از کشاورزان و جایگاه بلند و تاثیرگذاری که بر اقتصاد و سیاست جامعه دارند، یاد شده است . تردیدی نیست که این آموزه حاکمیت متمایل به خیر و صلاح ملت را بر آن می دارد تا امکان خرسندی آنان و کارآیی سیاست گذاری در عرصه کشاورزی را فراهم آورد . جامعه دینی و حکومت برآمده از آن – که اقامه قسط و بسط عدل و انصاف و رحمت را شعار خود برگرفته است – ناگزیر از رعایت آسایش و کسب رضایت کشت کاران گمنام است . مولای متقیان با طرح آبادانی زمین و بسیج نیروها و امکانات در جهت آن، منظر خیرگرایانه اجتماعی را جایگزین منظر منفعت طلبانه ای می سازد که حکومتها را دچار فروپاشی کرده و سرزمینها را به ویرانه ای بدل ساخته است . تامل در مبارزه سیاسی امام با شاه و دولتهای دست نشانده، بخصوص در مساله اقتصاد و کشاورزی ایران، حاکی از رنج بسیار او در ویران سازی کشور و دریوزگی ملتی بو دکه روزگاری به سر سفره خویش نشسته بود .
“کشاورزی ما که تولیدش حتی تا 23 سال پیش، اضافه بر احتیاجات داخلی مان بود و ما صادر کننده این مازاد بودیم، فعلا از میان رفته است . مطابق ارقامی که نخست وزیر شاه در دو سال پیش به دست داده است، ایران 93 درصد از مواد غذایی مصرفی خود را وارد می کند . و این است نتیجه به اصطلاح: اصلاحات ارضی شاه! “2
در این مجال، با تصویر کردن دوران پیش از انقلاب و پس از آن، به دست خواهیم داد که کشاورزان در منظر رهبر فقید انقلاب، جایگاهی در خور تقدیر و تکریم دارند . و از همین روست که امام در رهنمودها و فرمانها و همچنین افشاگریهایی که بر ضد رژیم ستم شاهی و گروههای سیاسی و اخلال گر در کار جهادگران سازندگی و کشاورزی کشور داشته است، همواره از کشاورزان یاد و دفاع کرده است .
پس از درگذشت مرجع و زعیم بزرگ شیعه; مرحوم آیت الله بروجردی – که رهبری فرزانه و روشن بین بوده و از نفوذ کلام در میان اقشار گوناگون ملت برخوردار بوده است – شاه از انقلاب سفید! سخن به میان آورد . در حقیقت فقدان رهبری و مرجعیت دینی در ایران، مقارن با تغییر سیاستهای برون مرزی امریکا، پس از انتخاب شدن “کندی” به عنوان رئیس جمهور مورد حمایت دموکراتها بود . چنان که تاریخ حاکمیت امریکا نشان می دهد; پروژه فضای باز سیاسی پیوسته مدنظر حاکمان پس از بن بستهایی بوده است که سیاست خارجی آن کشور دچار آن گشته است . ناکامی بازی گران سیاسی و نظامی امریکا در کشور ویتنام، زمینه فراهم آوردن اصلاحات سیاسی و اقتصادی در آغاز دهه چهل در ایران گشت . امام خمینی با طرح این پرسش: “کدام انقلاب؟! کدام ملت؟! “3 در اوج نهضت سیاسی خویش – که رهبری در تبعید را سبب گشت – در واقع مشروعیت حاکمیت و دولت و مجلس شورای اسلامی را زیر سوال برد . از آن پس حوزه و روحانیت در چالش با سیاستهای غرب گرایانه حاکم قرار گرفت و با جریان روشنفکر نوظهوری همراه گشت که از غرب زدگی 4 و پیامدهای روانی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی آن سخن می راند .
چنانکه از عنوان اصلاحات پیداست; به خصوص در فضای اجتماعی دهه چهل، که کشور ما به رغم گذشت سالیان دراز پس از ایده خیرخواهانه اصلاحات از سوی امیرکبیر همچنان از کاروان زمان و تحولات گسترده زندگی عصر حاضر، عقب مانده بود و چشم به راه نجات بخش! به آسانی امکان مقابله با آن نبود . چراکه اتهام سنگینی متوجه مخالفان، به ویژه در سنگر اعتقادی بود . اگر امام بی درنگ به پیکار با اصلاحات ارضی می پرداخت، بی گمان در رسانه های دستگاه حاکمه، جانبداری یک مرجع شیعه از زمین خواران بزرگ تبلیغ می شد . تقابل درونی روشنفکران که تا دهه نزدیک به انقلاب کشیده شد، به خوبی از همین حقیقت پرده می افکند . برخی از آنان، نقد و طرد ما شنینیزم را به معنای نفی پیشرفت و بهره وری از تجربه ها و آموزه های معاصر در صنعت و فرهنگ تلقی می کردند . از منظر این جماعت، مبارزه با غرب زدگی و به ریشخند گرفتن اصلاحات ارضی شاه، نوعی کهنه اندیشی و تحجر وانمود می شد و روشنفکران خودباور جامعه را طرفدار فئودال ها و فئودالیزم معرفی می کردند . از این رو پس از طرح لایحه ” انجمنهای ایالتی و ولایتی” در سال 41، و به ویژه به هنگام اعلام رفراندوم اصول شش گانه موسوم به انقلاب سفید یا انقلاب شاه و مردم، در همان سال – که یاد آور طرح اصلاحات ارضی در سال پیش بود – مبارزه امام، چهره آشکار خود را نشان داد . سخن و رهنمون رهبری در این مقطع، معطوف به استقلال کشور، و نیز اتهام زدایی از نهضت بود، که در پرتو آیین اسلام صورت می گرفت:
“قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است . استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست هاست” . 5
“صدسال است [که این کشور، وزارت] فرهنگ و دانشگاه دارد، ولی دکتر ندارد، مهندس ندارد”6 “علما با چه امر اقتصادی مخالفند؟ شما سد خواستید بسازید، جلوتان را گرفتند؟ کارخانه خواستید وارد کنید، نگذاشتند؟ “7
جریان اصلاحات ارضی شاه – که ریشه در منافع بیگانگان دارد نه مصالح فرزندان این مرز و بوم – در اشاره های روشن و هدایت گرانه امام خمینی تجلی کرده است . بدین سان با این تحلیل افشاگرانه به دست می دهد که مخالفت با انقلاب و اصلاحات حاکم شکل می گیرد نه با آن چه به نفع مردم بوده و خاستگاه ملی داشته و برآمده از خودباوری تحصیل کردگان و کارگران و کشاورزان می باشد .
اما پس از رشد نهضت و در دوران تبعید، بارها از اصلاحات ارضی و ماهیت و اهداف آن در آثار شفاهی و مکتوب رهبر فقید انقلاب سخن رفته است .
“اینها به اسم “اصلاحات ارضی”، زراعت ایران را به باد دادند یعنی دهقان و رعیت بیچاره را بیچاره [تر] کردند که دیگر نتوانستند اینها بمانند در مزرعه های خودشان . از آنجا کوچ کردند و آمدند به تهران . و اطراف شهر تهران [در حلبی آباد] به وضع بدی زندگی می کنند . “8
در این افشاگری، پدیده مهاجرت روستایی ها خاطرنشان می شود که از بدحادثه به شهرهای بزرگ، به خصوص پایتخت هجوم می آورند، و به تعبیری پناهنده می شوند . کشاورزانی که هنوز دل و دیده در گرو زمین و طبیعت و زادگاه خود دارند، ناخواسته با شهر و شهرنشینی رو به رو می شوند بی آنکه ساختار روانی و شخصیتی متناسب با آن همه را داشته باشند . و از طرفی آینده تاریک و نامعلوم سکونت در پایتخت، و عدم دسترسی به شغل و درآمد و مسکن و فرهنگ مطلوب، و تن دادن به وضع تحمیلی شهر و خودباختگی ها، از نسل پاک دل کشاورز ایرانی، عناصری می سازد که از خود بیگانه اند . حلبی آبادهای دوران اصلاحات ارضی شاه – که زن و مرد و کودک و کهن سال، جملگی اسیر فقر وجهل بوده و بی نصیب از امنیت و بهداشت و تغذیه مناسب بوده اند – جلوه هایی از آن به شمار می آمد .
“نقشه برای نابودی کشاورزی [ایران دارند] … وقتی قنات ها خشک شد; زراعت نمی شود، وقتی زراعت نشد، مردمش کوچ می کنند و می آیند به [سمت] فقر و فلاکت در تهران یا در یک شهر دیگری و تعهد در این کار هست که مردم را جمع کنند در شهرها که مبادا در دهات مخالفت شروع بشود و [در] دهات مشکل است مهارش … کوهستانی ها … بختیاری ها … و بلوچ ها … را می خواهند کوچ بدهند به شهرها تا بتوانند اینها را کنترل کنند … حالا یا این است [علت اصلاحات ارضی] … یا … [این که] همه [منابع و ذخائر کشور] را به دست چپاول گرهای غرب و شرق بدهند . “9
در آنچه گذشت، تحلیلهایی سیاسی صورت گرفته است که در حقیقت، پشت پرده سیاست حاکم بر ایران را نشان می دهد . امام، ویرانی مزرعه ها و خلوت روستاها را، یک هدف سیاسی دانسته است . از آنجا که در اندیشه و ذهن و جان روستایی ها و کوهستانی ها، صفا و روشن بینی وجود داشته و نیز برخوردار از روحیه ظلم ستیزانه بوده اند، می توانست در درازمدت برای رژیم حاکم تهدیدی نگران کننده به شمار آید . از این رو سبب کوچیدن آنان به شهرهای کوچک و بزرگ فراهم آمده تا در زندگی مصرفی و ماشینی روزمره، به نوعی”الینه” شوند . البته این سیاست، در واقع استمرار همان شیوه معمول سیاسی حکومتهای گذشته همچون صفویه و قاجاریه می باشد; که کردها و ترکها را به کوچ اجباری و اسکان در ایالتهای دوردست مانند خراسان وامی داشت . بدین سان، اصلاحات ارضی شاه، عاملی در روند خنثی سازی هسته های ضد استبدادی – که در پی بیدادگری ها، آرام آرام شکل گرفته و به جنبش جمعی مدد خواهند بخشید – تلقی می شود .
در تحلیل دیگر، مقوله غارت گری دولتهای استعمارگر خاطرنشان می شود که از سده های پیشین، ایرا ن و دیگر کشورهای مسلمان را به سمت و سوی انحطاط و فقر و وابستگی سوق داده اند . پیداست که با به ویرانی کشیدن روستاها، امکان بررسی و کشف و یغمای ذخائر زیرزمینی در جای جای کشور پهناور ما، فراهم آمده و مواد اولیه کارخانه ها و ماشینهای تولید غرب تامین گشته است . افزون بر این که ایران را بازار کالاهای مصرفی خویش ساخته و با بهره وری از روان شناختی و جامعه شناختی، سعی در جذب سلیقه ها و گروه های ایرانی نموده اند .
“اینها [استعمارگران] راه پیدا کردند به ایران; به شرق، و مطالعات کردند در حال [ملتهای] شرق . آن وقت اینها فهمیدند که [این سرزمینهای آسیایی] یک لقمه چربی است . شرق دارای مخازن و معادن است و باید این را به هر طوری که هست … ببرند و نگذارند که مردم خود آن دیار استفاده کنند . “10
با این نگاه واقع بینانه – که ریشه در تاریخ روابط سیاسی غرب و شرق دارد و اندیشه وران مغرب زمین نیز بدان گواهی داده اند – دیگر نمی توان در ماهیت استکباری انقلاب و اصلاحات ارضی شاه تردید داشت و آن را در جهت حمایت از کشاورزی و کشاورزان ایرانی تلقی نمود . کشوری که به کلی از لحاظ صادرات کالا به صفر گراییده است و اقتصاد آن در رابطه با نفت تعریف و محدود می شود، نمی تواند مدعی استقلال و آبادانی و آسایش کشت کاران خویش باشد . فزونی و گستره واردات کالای گوناگونی غربی به مرزهای شرقی; به خصوص ایران پس از اصلاحات ارضی، از بی حاصل بودن تقسیم زمین میان کشاورزان تهی دست و محروم از دست یابی به ابزارهای کاشت و برداشت، حکایت دارد . سیر نزولی محصولات کشاورزی در دهه های پس از انقلاب سفید! به روشنی از ضریب کاری سیاسی حاکم خبر می دهد .
“جریانی امریکایی زیرپوشش “اصلاحات ارضی [“در ایران پدید آوردند]، همه می دانند که کشاورزی ما را [شاه نابود کرد] … همین خیانتی که شاه کرد; به اسم اصلاحات ارضی، کشاورزی ما را به زمین زد و امریکا نفع اش را برد … یک مقدارش [را] هم صهیونیسم [به یغما برد . “] 11
از همان روزهای نزدیک به پیروزی انقلاب، اندیشه کشاورزی و کشاورزان ایرانی، رهبر فقید انقلاب را به خود مشغول داشته بود . در مصاحبه ها و سخنرانیها و اعلامیه های روشنگرانه، از کشاورزان به نیکی یاد کرده و نقش و تاثیر ویژه این قشر سخت کوش را در رشد اقتصادی و نیل به آبادانی و استقلال سیاسی کشور خاطرنشان می ساخت . پیدا بود که امام، دولت و حاکمیت آینده ایران را به سمت و سوی اقتصاد منهای نفت فرا می خواند تا از توازن واردات و صادرات بهره مند گشته و جامعه ایرانی، خوداتکایی در عرصه های اقتصادی را فراچنگ خود آورد .
پیش از آنکه از چند و چون سیاست گزاری های کلان در عرصه کشاورزی سخن رانده شود و راه کارهای نیل به خوداتکایی به دست داده شود، می بایست در این کشاورزان، این باور را پدید آورد که می توان کشور و اقتصاد را از وابستگی به قدرتهای بزرگ رهانید و نیز آنان می توانند بستر ساز استقلال و خوداتکایی باشند . چراکه پیشینه کشت و کار در کشور، در طی سالیان پیش از اصلاحات ارضی نشان می دهد که به جز ایام خشکسالی های دراز و درگیریهای داخلی یا تجاوزگری خارجی، نیازی به وارد کردن گندم و دیگر ارقام غذایی نبوده است . چنانکه از تبلیغ رژیمهای وابسته برمی آید، حاکمان تحت فشار دولتهای بیگانه کوشیده اند تا ناممکن بودن تولید و ناتوانی از برآوردن نیازهای غذایی را القا کنند . رهبر فقید انقلاب که به خوبی موانع دستیابی به تولید در حد خودکفایی و همچنین صدور به خارج کشور را شناخته بود، سعی داشت تا کشاورزان را امیدوار به ایجاد تحول در روند تولید نماید .
“اگر کشاورزی صحیح در ایران به وجود آید، ما، در آینده، یکی از صادرکنندگان مواد غذایی خواهیم بود . ما قبل از اصلاحات ارضی ساخته امریکا – که ایران را دربست در اختیار امریکا قرار داد، یکی از صادرکنندگان مواد غذایی بودیم . ایران، یکی از کشورهای نادری است که اگر اصول صحیح کشاورزی در آن پیاده شود، یکی دو استان آن، اکثر مواد غذایی ایران را تامین خواهد کرد . “12
امام خمینی، با در نظر آوردن طبیعت غنی و پاسخ گویی نیازهای متنوع مادی و خوراکی مردم که در جای جای ایران به چشم می خورد و کشوری چهار فصل نامیده می شود، این گونه امید دارد و نیروهای انسانی روستاها را فرا می خواند . اشاره هایی که او به استانهای زرخیز کشور همچون خراسان و آذربایجان، در تحلیلهای خود دارد حاکی از توان مندی کشاورزان دیروز خراسانی و آذربایجانی می باشد که به تناسب سرشاری و انسان نوازی طبیعت و خاک منطقه خویش، بهره وری در خور ستایش داشته اند . خانه های روستایی این مناطق حاصل خیز، هنوز نقطه هایی را نشان می دهد که روزگاری نیاکان سخت کوش در آن گندم می اندوخته اند . اما چنان که در این گفتار آمده است، مهم به کارگیری شیوه های درست و متناسب در کار کشت است . به سخنی دیگر، دانش کشاورزی را – که پیشرفت کرده و توسعه شایان اعتنا یافته است – باید به مدد گرفت و خودباوری و سخاوت طبیعت را در روشنایی آن به بار نشانید .
“ایران، امکانات و ظرفیتهای مختلف و فراوانی برای رشد اقتصادی دارد … همچنین امکانات کشاورزی و دام داری و مهمتر از همه .. . استعدادهای سرشار و خلاق انسانی [دارد ]. . “13
در این سخن نیز، به ساختار متناسب روانی و شخصیتی کشاورزان و کارگران ایرانی اشارت شده است که امکان خودباوری آنان را پدید آورده است . بدین سان نمی توان به بهانه های گوناگون – که غالبا تلقین شده از جانب بیگانگان می باشد – از مسئولیتها سرباز زد . آنان که به خوبی ما را می شناسند و آثار امید و کوشش ما را می نگرند، می کوشند تا مانع شکل گیری حرکت متکی به اراده و اعتماد به نفس کشاورزان باشند .
افزون بر خودباوری و بهره گیری از دانش کارآمد کشاورزی، باید به تعاون اجتماعی اندیشید تا بتوان باورهای معقول و استوار خویش را در عینیت نگریست . کشاورزان خودباور و فعال در جهت بازگردانیدن عرصه کشت و کار به مرز خودکفایی و بلکه صدور مواد غذایی، نیازمند دستهای گرم و آکنده از مهر است که در دیگر حوزه های اشتغال و مدیریت و فرهنگ و فن آوری خدمت می کنند .
“مملکت ما … [امکان] این را دارد که [مواد غذایی] صادر کند و صادر می کرده است . د راین چند سال، اینها به اسم “انقلاب سفید” مملکت ما را به عقب راندند … کشاورزی ما را هم به عقب راندند . باید همه با هم، دست به دست هم [داده و] یک صدا [بوده، تا] این خرابه را آباد کنیم . “14
مشارکت پذیری حاکمیت – که در روش و منش حاکمان صالح و خدمت گذار به چشم می خورد – خودباوری را در گستره خویش ممکن می سازد . آنان که از خودکامگی، دست فرو شسته اند و مصلحتهای شخصی و سیاسی گذرا را زمین نهاده اند، کشور را از آن مردم و شهروندان خود می دانند . از این رو سعی می کنند تا در سیاستهای کلان خویش، جای گاه بلند ملت را شناخته و مصالح مادی و معنوی آنان را نگریسته باشند . از رهگذر این منظر انبیایی است که مشارکت خرد و کلان ملت در شهر و روستا، در راستای مدیریت کامیاب جمعی شکل می پذیرد . رهبر فقید انقلاب – که خودباوری کشاورزان را می جست و خواتکایی و استقلال و عمران کشور رااظهار می داشت – پیش از آن همه، ایران را از آن کشاورزان و کارگران و نخبگان ایرانی می دانست .
“اگر چنانچه جمهوری اسلامی [در ایران] برپا بشود … امیدوارم که همه امور اصلاح بشود، و مملکت، مال خود شما باشد، و خود شما مملکت را اداره کنید . من امیدوارم که همه اقشار مملکت، فعالیت داشته باشند، و کشاورزها در کشاورزی جدیت داشته باشند و خصوصا مواد غذایی را بیشتر تهیه کنند . “15
پیدایش انگیزه های مناسب و نیرومند و تاثیرگذار بر سرنوشت ملت و کشور، حاصل فضایی سرشار از امید و اعتماد و شارکت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مردم می باشد . پیداست که عدم تمایل صادقانه به کار و ابتکار، به خصوص در حوزه کشاورزی – که رنج فزونتری دارد و صبر و حوصله دیگر می طلبد – کشاورزان را از تحرک در خور راهبردهای اقتصادی کشور و دلبستگی به آینده آن باز می دارد . تردیدی نیست که همواره این رژیمهای سیاسی بوده اند که رغبت و وجدان کاری را از شهروندان ستانده اند و رانت خواریهای سیاسی و اقتصادی را جایگزین سیاستهای خیرخواهانه و ملی ساخته اند . امام خمینی در پگاه انقلاب، به ایرانیان، بخصوص کشاورزان اطمینان می دهد که دولت مردان جمهوری اسلامی، هرگز با سودجویی های شخصی، منافع ملی را برباد نخواهند داد . به راستی، فراخنای خودباوری و خوداتکایی در این بستر هموار و خیراندیشانه – که رهبر فقید انقلاب در وارستگی کارگزاران آن تصویر کرده است – جلوه گری خواهد داشت .
“هیچ یک از اقشار [ملت] تنها نمی توانند این [کشور و اقتصاد] ویرانه را بسازند … کشاورزها … به کشاورزی خودشان علاقه پیدا بکنند . الان دیگر دستی [و سیاستی] نیست که آنها را به فشار، وادار به امری [ناخوشایند] بکند یا منافع آنها را بخواهد به واسطه سودجویی [یغماگرانه] خودش بر دارد یا به غیر [از بیگانگان] بدهد . “16
محصول دل انگیز خودباوری یک ملت در همت خرد و کلان آن، به ویژه کشاورزان و کارگران نهفته است . آنان که اطمینان یافته اند می توان با بازگشت به خویش و شناختن استعدادهای نهان خود، در عرصه کار و تولید به نوآوری و احیای کشاورزی پرداخت، بی گمان از همت والا برخوردار گشته اند . معرفتهای درونی و باطنی، به ویژه در زندگی ساده و آراسته روستایی – که با زیبایی و زلال طبیعت به هم آمیخته است – کشاورز را آماده می سازد تا آستین همت بالا زند و زشتی دریوزگی بیگانه را بزداید . قدرت جبران نابسامانی های دیرینه – هرچند دشوار و گاه ناممکن می نماید – در سایه شناخت و خودباوری ملی، عینیت می یابد و راه می گشاید .
“عمده کشت را [به] مواد غذایی [اختصاص دهند] … الان می دانید که محتاج به خارجیم راجع به مواد غذایی . باید ما خودمان این راجبران بکنیم . و این به همت کشاورزان ماست” . 17
بنیان گذار جمهوری اسلامی، ضمن برشمردن کارگران و کشاورزان به منزله رکن های حیاتی کشور و اقتصاد نابسامان آن، نسل نور را که در دامان آن زحمت کشان پرورده شده است، به یاری می طلبد . همت جوانان شهر و روستاست که آینده آکنده از عزت و آزادی و استقلال یک کشور را نوید می بخشد . یاد کرد جوانان و روحیه و شیوه انقلابی و مشارکت جویانه شان، حاکی از مواضع روشن بینانه و حکمت آمیز رهبری انقلاب است .
“اساس اقتصاد یک کشور به کار کارگر و کار کشاورز است … ایران که باید صادرات داشته باشد، در کشاورزی صادرات داشته باشد … [اکنون] هرچه بخواهیم باید محتاج باشیم . باید از امریکا یا کشورهای دیگر وارد کنیم … [آبادانی] صبر لازم دارد . تداوم انقلاب به همت جوانان شما [کارگران محترم و کشاورزان محترم است] که پنجاه سال در تحت فشار طاغوت صبر کردید . “18
امام خمینی، طریق نیل به خودباوری کشاورزان را همانا رهایی فکری و ذهنی از ذهنیت استعمارزده برمی شمارد که در طی دوران رژیمهای سیاسی وابسته و بی بهره از مشروعیت و مقبولیت مردمی، شکل گرفته است . بیگانه ها، ناتوانی و ناممکن بودن، خود اتکایی ملی را در عرصه های صنعت و کشاورزی ترویج کرده اند تا کارگری و کشاورزی در اندیشه بازسازی جامعه خویش نباشد و خود را از گردونه قدرت و مدیریت آن بیرون کشاند .
“عمده این است که افکار شما آزاد بشود، افکار شما از وابستگی به قدرتهای بزرگ آزاد بشود … . اگر کشاورزان ما باورشان این باشد که ما می توانیم در کشاورزی به جایی برسیم که صادر کنیم و وابسته به غیر نباشیم [خواهند توانست] . “19
رهبر فقید انقلاب، با خاطرنشان کردن خودباوری و بالیدن ملتهای ژاپن و هندوستان پس از دوران سلطه گری استعمار خارجی – که به خوداتکایی در عرصه های مختلف انجامید – آن همه را برای ملت و کشاورزان و کارگران ایرانی ممکن می شمارد .
“این ژاپن بود که در سالهای قبل محتاج بود … والان صادر می کند به امریکا … آن هندوستان بود که در آن زمان احتیاج داشت، حالا … دارد خودش احتیاجات خودش را رفع می کند . مغزهای شما کوچکتر از مغزهای دیگران نیست . شما [کشاورزان و صنعت گران] خودتان به فکر باشید . “20
هرچند پایه احیای کشاورزی – که رهبر فقید انقلاب ، آن را راهبردی تاثیرگذار برسرنوشت کشور می شناسد – همانا کشاورزان ایرانی اند، با این همه نباید از جایگاه دولت و کارگزاران اجرایی آن د راین رابطه، غفلت ورزید . به هر حال رئیس دولت و وزیران، به خصوص وزیر جهاد کشاورزی، و دست اندرکاران آن، مسئولیت هایی دارند که انجام آن، خودباوری کشاورزان را به نتیجه ای مطلوب می رساند . پیداست که کشت و کار به منظور خوداتکایی و نیز صدور کالا، آن گاه سود می بخشد و استمرار می یابد که از روشن گری ها و آموزشها و فراهم آوردن تسهیلات و امکانات کارآمد کشاورزی، دریغ نشود . در این بخش می کوشیم تا از رهنمودهای امام، به نقش و تاثیر دولت و راهکارهای گزینشی و متمایل به آبادانی و استقلال اقتصادی آن پی ببریم . به سخنی دیگر به دست خواهیم داد که دولت یا قوه مجریه – که راهبرد احیای کشاورزی را پذیرفته و تعهد بدان دارد، در عمل و عینیت چگونه باید باشد .
“ما کشاورزی خود را مکانیزه خواهیم کرد و دولت اسلامی موظف است که آنچه را زارعین احتیاج دارند، به بهترین وجه در اختیار آنان بگذارد . اگر کشاورزی صحیح در ایران به وجود آید، ما در آینده یکی از صادرکنندگان مواد غذایی خواهیم بود . “21
رویکرد ماشینی کشت کاران کشور، در عصر حاضر ضرورت انکارناپذیر به شمار می آید . دیگر نمی توان به کشاورزی سنتی بسنده نمود و زمان و فرصت ها و استعدادها و زمینها و آبها را در همان چارچوبه پیشین محصور ساخت . چراکه این همه به دلیل نامتناسب بودن محصول و میزان و درآمد ناشی از آن با آنچه از زندگی و عمر و فرصت ها هزینه می شود، ادامه نخواهد یافت . در حقیقت یکی از عوامل کوچ ناگزیر کشاورزان، و به ویژه نسل جوان و آگاه از چگونگی حیات و تمدن عصر حاضر از روستاها، همین متکی بودن به شیوه ها و ابزارهای کهن و ناکارآمد است . از این رو، مکانیزه کردن کشت و کار، لازمه خوداتکایی در کشاورزی است . امام خمینی با بیان این نیاز و ضرورت، دولت را فرا می خواند تا بستر بهره وری کشاورزان از ماشینهای کاشت و برداشت را فراهم سازد . بدین سان است که می توان امیدوار بود که خودکفایی در تولید مواد غذایی کشور و بلکه صدور آن، امکان پذیر می باشد .
آن چه گذشت، نگاهی آرمانی است و چنان که در واقعیت ها به چشم می خورد; همواره موانعی بر سر راه احیای کشاورزی یا خودکفایی وجود داشته و دارد . بیشترین آن را باید در دستگاههای اجرایی سراغ گرفت که بافت در خور احتیاج و انتظار کشاورزان سخت کوش را پیدا نکرده اند . بی گمان این همه، سبب دل سردی و گریز نسل نو از اهتمام در کشت و کار خواهد گشت . و تردیدی نیست که بازگردانیدن آنان – که با شهرنشینی خو کرده اند و از امتیازهای چشم گیر آن نصیب برده اند – کاری دشوار بل محال خواهد بود . از همین رو باید بر این باور بود که آسیب پذیری روند احیای کشاورزی از ناحیه کارگزاران، عاملی تهدید کنند . برای استقلال و عمران کشور می باشد . امام بدین مهم عنایت می ورزید و از این رو هشدار می داد که مبادا دولت خود را سرگرم بخش نامه و آمد و شدهای بی حاصل در ارتباط با روستایی ها ساخته و از پاسخ گویی به انتظارهای معقول آنان سرباز زند .
“لازم است دولت، بیش از پیش، کمکهای لازم را به کشاورزی و کشاورزان بکند و در این امر از هیچ کوششی خودداری ننماید و از پیچ وخمهای اداری که موجب تاخیر در این امر حیاتی است، جلوگیری نماید، و در این موضوع [احیای کشاورزی] به استان داران در سطح کشور سفارش اکید نماید که امر کشاورزی در کشور ما، از اهم امور است و هدایت و اجرای آن به وجه صحیح، اساس اقتصاد کشور است . “22
آنچه تاثیر می گذارد، اقدام مناسب و همه جانبه مسئولان در ارتباط با سامان پذیری زندگی و وضع کاشت و برداشت و داد و ستد کشاورزان با دیگر اقشار جامعه می باشد . امام خمینی با یادآور ساختن روال نامطلوب دوران گذشته که شعار و ادعا داشته و ترویج کشاورزی را در خطبه های پرشور در حمایت از آن کشاورزان گنجانده بودند، خواستار دگرگونی و اقدام بود .
“اصلاحات ارضی [شاه] … همه اش الفاظ بود . شاه به همه تعلیم داده بود که با الفاظ [مردم و کشاورزان را سرگرم سازند]، وزارت خانه ها [به جای اقدام و تحول، در کار] الفاظ [باشند] . درکشاورزی … همه جا خطابه و الفاظ بود، واقعیت در کار نبود; انحراف بود از حالا به بعد هم اگر بخواهید با خطابه و با [الفاظ تبلیغاتی پیش بروید] … قضایا باز همان است … همان گول زدن مردم و همان آشفتگی ها . امروز احتیاج به عمل است; نه به قول … اقدام ملت و دولت برای نجات کشاورزی ایران [ضرورت دارد ]. 23
وزارت کشاورزی در دوره پیشین – که هنوز ادغام صورت نگرفته بود – در سخن زیر مخاطب رهبری قرار گرفته است . در این جا به دو مقوله اشاره شده; نخست اینکه جاده های مورد نظر و نیاز کشاورزان آماده شود و دیگر کوشش در جهت گسترش خدمات درمانی برای خانواده کشاورزان .
“مسئولان سازمانهای وابسته به این وزارتخانه، بایستی اهم فعالیتهای این وزارتخانه در جهت گسترش شبکه راههای روستایی، به ویژه در نقاط محروم باشد، که باعث توسعه فعالیتهای کشاورزی و رساندن محصولات به شهرها و افزایش درآمد کشاورزان و محرومین جامعه، و علاوه بر آن گسترش فعالیتهای درمانی و پزشکی برای طبقات محروم باشد . “24
بی گمان اقدامهای یاد شده که در جهت رفاه و سودبخشی کشت و کار انجام می پذیرد، نیروهای متعهد و متخصص در حوزه های عمرانی و درمانی را می طلبد . توجه امام به این قشر تحصیل کرده و آشنا با دانشها و کاربردها حاکی از اهمیت دادن به تحول همه جانبه در کشاورزی می باشد .
“لازم است از نیروهای متعهد و متخصص مسلمان، جهت خودکفایی و استقلال بیشتر استفاده شود . “25
پدیدآوردن انگیزه های کار و تولید مستمر و تعیین کننده در میان کشاورزان، از دیگر مسئولیتهای کارگزاران است . آنان باید از رهگذر رسانه های صوتی و تصویری و مطبوعاتی، آینده روشن و امیدبخشی را که در طریق خوداتکایی و استقلال وجود دارد، در معرض نمایش قرار دهند و بستر کار را هموار سازند .
“مسئولیت ما امروز زیاد است و باید خودمان مملکت مان را آباد کنیم … مساله کشاورزی در کشور ما در راس امور است … مملکت از نظر منابع طبیعی، همه چیزش خوب است . آب و زمین خوب دارد و مردمش آگاه [بوده] و در فکر کشاورزی هستند و ولت باید آنها را تشویق و تقویت بنماید و امکانات لازم را در اختیار آنها بگذارد . “26
از دیگر مسئولیتهای دولت در پیوند با زندگی و مسایل کشاورزان، همانا نظارت آن است که می بایست در امر و ارادات صورت پذیرد . روشن است که عدم مدیریت و نظارت، سبب ساز مشکلات و موانعی نگران کننده در مقوله تولید مواد غذایی خواهد گشت . چراکه گاه، محصولات به سبب اشباع بازار داخلی، به هدر رفته است، در حالی امکان صدور آن وجود داشته است . و از طرفی بسا وارد کردن کالایی به میزان بسیار، بدون در نظر گرفتن ایام برداشت و عرضه آن در داخل، کشاورزان را با ناکامی و نومیدی رو به رو می سازد . بدین سان رعایت حال کشاورزان و حمایت از تولید آنان و اطمینان دادن نسبت به بازدهی مطلوب کشت و کار حاضر، سهمی موثر در خودکفایی دارد . امام، ضمن یادآوری مسایل دینی و شرعی، مصالح نظام و کشور را خاطرنشان می سازد .
“دولت باید نظارت بکند … در این که یک کالاهایی که برخلاف مصلحت جمهوری اسلامی است، بر خلاف شرع است، آنها را نیاورند … دولت که نمی تواند کشاورزی بکند، کشاورزی را دولت باید تایید بکند تا کشاورزها، کشاورزی کنند . “27
توجه به صادرات در کشاورزی، باعث می شود که کشاورزان از آب و زمین، و نیز از وقت خویش نهایت بهره مندی را کسب کنند . دولت است که موجبات آن همه را باید فراهم آورد; البته به گونه ای که مصرف کنندگان داخلی با بازار سیاه و گرانی آن کالا مواجه نشوند . در حقیقت، صادرات در کشاورزی باانگیزه حمایت از کشاورزان صورت می پذیرد و آنان را در روند تولید نیازهای داخلی دلگرم و مطمئن می سازد .
“ایران … باید صادرات داشته باشد; در کشاورزی صادرات داشته باشد” . 28
مساله دیگر که پیوسته در عرصه خدمت گزاری دولتهای مردمی مطرح می باشد، همانا ناکامی آنان در دست یابی به فرصتهای مساعد و مناسب برای خدمت کردن به اقشار محروم، به خصوص در نقاط دوردست است . مخالفان با فراهم ساختن زمینه های هرج و مرج طلبی سیاسی و اجتماعی می کوشند تا از یک سو دولت مردمی را ناتوان ساخته وا ز دیگر سو، ناکارآمد بودن سیاستهای دولت را – که بر اثر کارشکنی شان پدید آمده است – تبلیغ کنند . رهبر فقید انقلاب، خدمت رسانی دولت را در صورت بهره جستن از فضای آرام و آزاد ممکن می شمارد . از منظر امام خمینی، اصلاحات; بستر همواری را می طلبد که بر اثر تفاهم و تعاون میان نیروهای انسانی و جریانهای سیاسی پدید می آید . آشوبهای داخلی، آرامش و اطمینان را از کشاورزان و کارگران و دولت و مجلس، سلب می کند و مانع نیل به خوداتکایی و استقلال در بستر اصلاحات می شود . بدین سان ، آشوب طلبان و طراحان پنهانی آن، با ستاندن زمینه های خدمت گزاری از دولت و کارگزاران آن در استانهای محروم و عقب نگاه داشته شده، در واقع به کشاورزان خیانت می کنند .
“اگر آرامش نباشد، کشاورزی نخواهد بود … اگر آرامش نباشد، اصلاحاتی که باید بشود و برای مستضعفین عمل بشود، نخواهد شد … تاکنون دولت نتوانسته است در … [کردستان و در خوزستان] یک عمل چشم گیر مثبتی ایجاد کند; برای این که محیط نا آرام فرصت نمی دهد که کسانی بخواهند خدمت کنند … چه طور ممکن است کشاورزی در یک محیطی که خرمنها را اشخاص فاسد آتش می زنند، به نتیجه برسد؟ “29
در کنار دولت و خدمات گوناگون آن به کشاورزان در روند احیای کشاورزی ایران، می توان مجلس شورای اسلامی را نگریست – که از رهگذر پژوهشها و بررسیها و دیدارهایی که نمایندگان هر منطقه با روستا و کشت کاران دارند – سعی در قانون گذاری متناسب با ضرورتهای راهبرد احیای کشاورزی و کشاورزان کشور دارد . از آنچه گفته شد، به روشنی جایگاه و نقش تعیین کننده مصوبات مجلس را در بهینه سازی امور کشاورزان درمی یابیم . شکی نیست که پاره ای از قوانین و مقررات پیشین، مانع دست یابی آنان به حقوق و حرمت شان می باشد . قانون گذاری نوین براساس شناخت مقتضیات حاضر، می تواند دولت و کارگزاران آن را در استانها یاری دهد، تا از عهده مسئولیتهایی که در جهت خوداتکایی دارد برآید .
“حل مسایل کشاورزی که از مهمات امور کشور است [که] به عهده دولت با پشتیبانی مجلس است و [باید] در تمام این امور، آنچه لازم است بدون مسامحه عمل شود . موافق بودن قوانین مربوط به این امور و سایر امور کشور، با قوانین مقدس اسلام; اعم از احکام اولیه یا احکام ثانویه است; که اگر جزئی انحرافی – خدای نخواسته – در این مجلس از شرع اسلام پیدا شود، سنت سیئه ای خواهد شد که دنبال آن سنتهای سئیه دیگر خواهد آمد … فعالیتهای نمایندگان محترم در جانب هرچه بهتر کردن کشور [از جمله مساله کشاورزی و خودکفایی آن] و رفاه حال محرومین [در تطبیق] با موازین اسلامی [باید] باشد . “30
رهبر فقید انقلاب ، در عین حال که احیای کشاورزی و نیز دست یافتن کشاورزان را به جایگاه رفیع خویش خواهان است، ولی این همه را در هماهنگی مصوبات مجلس; از جمله مسایل کشاورزی با اسلام و احکام و اجتهاد کارشناسان دینی می طلبد . از آنجا که دین هرگز با منافع و مصالح فرودستان و زحمت کشان جامعه، سر ناسازگاری نداشته و از زمین خواران و استثمارگران جانب داری نکرده است، می توان دغدغه امام را در این رابطه درک کرد . او در حقیقت می خواست که قانونهایی که از مجلس می گذرد، در پیوند با اعتقاد و تقوا پیشگی قرار گیرد و در پرتو احکام دینی، حقوق کشاورزان تامین و تضمین شود .
روحانیون در نظام سیاسی جمهوری اسلامی، مدار و محور هدایت گری و تصمیم سازی بوده و در قوای سه گانه کشور، و همچنین شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، حضور تاثیرگذار داشته اند . از این رو، باید ارتباط میان روحانیت و سامان یابی کشاورزی و کشاورزان را بررسی نمود . امام، از همان نخست می کوشید تا روحانیون با حضور در عرصه های عینی و اجتماعی، از سویی به مردم خدمت کنند و از سویی دیگر اسلام و احکام و مصلحتهای آن را به تناسب زمان و مکان حاضر پاس دارند . پیوند تنگاتنگ جامعه و روحانی در طی تاریخ دین و مذهب، به ویژه در دورانهای سرنوشت ساز – که کشور دچار کشمکشهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی گشته است – مقوله ای از کارناپذیر است . اگر بافت جامعه روستایی و فرهنگ و سنتهای دیرینه و حاکم بر آن را – که با باورهای مذهبی سخت گره خورده است – در نظر آوریم، می توان این پیوند را به طور ژرف تر و نزدیکتری پذیرفت . به هر حال با توجه به قبول اجتماعی و تاریخی سازمان روحانیت، در جامعه مذهبی ایران، نمی توان در تحلیل روند احیای کشاورزی از تاثیرگذاری آن غفلت جست . در گفتار زیر، رهبری فلسفه حضور کارشناسانه روحانیون در شورای اقتصاد و برنامه ریزی را بیان می دارد .
“اینکه روحانیون در شورای اقتصاد و برنامه ها نظارت می کنند، از باب این است که آنها به امور شرعی توجه دارند و نظارت آنها باعث می شود که طرحی که شما می دهید و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان می رود، رد نشود و در نتیجه کارها آسان شود . “31
در جای دیگر، امام خمینی در مصاحبه با خبرنگار خارجی، روحانیت را نهادی طرفدار مستضعفان و کشاورزان تلقی کرده و روحانیون را از این اتهام که در دوران پهلوی و حتی پیش از آن، در شمار فئودالها و زمین داران بزرگ بوده اند، تبرئه می کند . در رابطه با تقسیم اراضی میان دهقانها – که از سوی شاه صورت گرفت – رهبری مالکیت زمینهای بخشیده شده را همچنان معتبر می شمارد; چراکه اربابان در روستاها از پرداختن مالیاتهای اسلامی بر زمین و محصولات آن خودداری ورزیده اند . بدین گونه، روحانیت منافع کشاورزان را مورد توجه قرار داده و از آنان دفاع می کند . امام در این جا هم از خود و علمای دینی در شهرهای بزرگ یاد می کند که شاه ستیزی شان به خاطر لطمه زدن حاکمیت به منافع اربابها و صاحبان زمینها و مزارع بزرگ نبوده است . بدین سان می توان گفت که روحانیت پس از انقلاب، در هر پست و موقعیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی; اعم از قانون گذاری و نظارت و اجرای مصوبات مجلس، به مدد دهقانها خواهد شتافت و امکان نیل به پیشرفت و آسایش آنان را فراهم خواهد آورد .
“به طور کلی، هیچ یک از روحانیون مخالف شاه از زمین داران بزرگ نبوده اند تا اصلاحات ارضی شامل زمینهای آنها بشود . و من اعلام کرده ام که چون زمین داران بزرگ مالیتهای اسلامی خود را نپرداخته اند، ما زمینها را از رعایا پس نخواهیم گرفت، و مخالفت من و سایر روحانیون با شاه هرگز بدین خاطر نبوده است . و این [اتهام] هم از تبلیغات سؤ شاه است که دیگر رنگ خود را باخته است . “32
اینکه یکی از نهادهای انقلابی کشور، به کشاورزی و عمران آن اختصاص یافته است; به روشنی از تشخیص ضرورتهای تحول اجتماعی و اقتصادی دوران گذار حکایت دارد که در بامداد انقلاب انجام گرفت . استمرار جهاد سازندگی و گستردن آن در جای جای میهن بزرگ مان در طی دهه های اخیر، نشان می دهد که به راستی جهادگران سازندگی به رسالت پیامبرانه خویش پی برده اند و خلق و خوی کریمانه یافته اند . چنان که پیشتر گفته شد; این کشاورزان اند که می بایست گام نخست را بردارند و به آبادانی کشور همت گمارند . به سخنی دیگر، مسئولیت بنیادی اصلاحات در این عرصه دشوار بر دوش آنان نهاده شده است . خودجوشی و حرکت صادقانه مردم پاک دل روستا، بستر ساز دگرگونی هایی تعیین کننده در سیاست و اقتصاد کشور می باشد . جهاد سازندگی مدد کار آنان بوده و کاستی ها را برطرف نموده ولی در حقیقت، کشاورزان و خودباوری و همت بلند شان، تاثیرگذار است .
“باید آباد کنید و از شماست که آباد کنید و برای خود شماست که آباد کنید . باید [شما کشاورزان] این مسئولیت را آن طور که می دانید، آن طور که می خواهید، [انجام دهید . “] 33
مسئولیت پذیری و هم یاری روستایی ها در این دو دهه گذشته نشان داد که آنان به جایگاه خویش در عرصه خودکفایی و احیای کشاورزی آشنا بوده و در جهت آن کوشیده اند . جهادسازندگی هم هرچند یک نهاد بالیده در انقلاب به شمار می آمد; با مشاهده عناصر فعال و خواستار تحول و عمران، از هیچ گونه کمک مادی و معنوی دریغ نورزیده است .
“هیچ کس نمی تواند پاداشی را که حق شماست، به شما بدهد جز خداوند تبارک و تعالی . “34
“کوشش کنید که این خدمت در راه خدا باشد; خدمت به بندگان خدا، خدمت به بندگان مستضعف خدا که مورد عنایت حق تعالی هستند . “35
از کلام امام بر می آید که جهادگران سازندگی در روستاها – که سپاهیانی مردمی و گمنام بوده و بجز خشنودی خرسندی خلق او، انگیزه ای نپرورده اند – به جایگاهی در خور تجلیل دست یافته اند که کمتر می توان برای آن نظیری به دست داد . امام، خدمت به کشاورزان را خدمت الهی تلقی کرده است که مفهوم و مقصود آن همانا مراقبت از نفس و عزم خالصانه برای جهاد احیاگرانه در کشاورزی می باشد . با این همه این نگرانی را نمی توان نادیده انگاشت که بسا شیوه ها و عملکردهایی در حوزه جهاد سازندگی با سیاستها و هدفهای دولت خدمت گزار مغایر باشد . البته شکی نیست که گاه غرض ورزی و کارشکنی در کار نیست، بلکه به فراموشی سپردن وظیفه پاسداری از حریم قانون و مسئولیت هاست . در این رابطه رهبر فقید انقلاب از باب عنایتی که به آنان داشت ، تذکرهایی می داد تا روند احیای کشاورزی به کمال خود نزدیک شود و ننگ وابستگی به بیگانه در حوزه تغذیه از دامان کشور و نظام زدوده گردد .
[“جهادگران] خیلی هم زحمت می کشند و خیلی هم اجر می برند، اما در بین همین [اعضای] جهاد سازندگی … افرادی پیدا می شوند که برخلاف موازین قانونی اسلامی، برخلاف مقررات دولتی … کارهایی انجام می دهند که مردم صدایشان بلند شود . “36
امام خمینی، فلسفه تاسیس جهاد سازندگی را، محرومیت زدایی از روستاها و روستانشین ها می داند . در این فضای مساعد، به دلیل فعالیت خودباورانه کشاورزان و نیز کوشش بی دریغ جوانان جهادگر، انتظار تحول در اقتصاد کشور، واقع بینانه است . البته این همه در حقیقت حاکی از تعاون اجتماعی و انقلابی مردم شهر و روستاست، که فراخوانی رهبر فقید انقلاب را با جان و دل پذیرفته و در دشت و صحرای دور و نزدیک کشور بذر مهر و عزت را پاشیده اند .
“زحمات جهاد در سراسر ایران، چشم گیر و مورد تصدیق همه ما بوده است . توجه کنید که کارهایتان برای خدا باشد . شما از خدا پاداش بخواهید نه از دولت و ملت … اگر پشتوانه مردم [در جهاد سازندگی] نبود، دولت توان رسیدگی به تمام روستاها را پیدا نمی کرد . امروز بحمدلله با همت جوان ها [ی جهادگر سازندگی] وضع روستاها رو به بهبود است … ان شاالله جهاد سازندگی بتواند محرومیت هایی را که روستاییان دارند به تدریج رفع نماید . “37
تاریخ انقلاب در طی دوران تلاش برای احیای کشاورزی ایران، و بازگردانیدن جایگاه و حقوق دهقان ها، شاهد آشوب گریهای داخلی از سوی کسانی بوده است که خود را مدافع حقوق زحمت کشان شهر و روستان می نمایاندند . هرچند تقابل این گروه های سیاسی و فریب خورده با جهادگران سازندگی به سود آنان تمام نشد، باید نگاهی به کارنامه شرم آور آنان افکند . بنیان گذار جمهوری اسلامی . کشاورزان را در این رابطه مخاطب ساخته و آنان را از اثرپذیری و بی تفاوتی در عرصه سازندگی کشور دور می دارد .
[“شما کشاورزان] این مسوولیت [سازندگی] را به عهده بگیرید و گوش به حرف کسانی که می خواهند نگذارند که این چرخ ها به راه بیفتد، ندهید . آنها به شما علاقه ندارند، اسلام عزیز است که برای شما ارج قائل است و برای شما حق قائل است . “38
واکنش سیاسی اخلال گران در امر احیای کشاورزی نمی تواند حاکی از تمایل ملی و ارادت به کشاورزان ایرانی باشد; چرا که اکنون تمامی کوشش ها و دیده ها متوجه خود اتکایی و استقلال است . کسانی که خرمن ها را آتش زده و محصول وارداتی را – که از وابستگی اقتصادی و سیاسی به قدرت های سلطه گر حکایت دارد – جایگزین آن می سازند، چگونه تحلیل می کرده اند؟ درست به دلیل همین نارسایی هایی که در مواضع و تحلیل های این جمعیت ها و کسان وجود داشت، روند احیاگرانه جهادگران و کشاورزان استمرار یافت .
“چطور شد که این آقایانی که طرفدار ملت هستند، مخالفت کردند؟ کشاورزی مخالفت با مصالح مملکت ما و ملت ماست؟ اگر کشاورزی نشود، نفعش به جیب کی می رود؟ … خدمت این است که ما محتاج باشیم که گندم و جو و برنج و عدس و همه چیزمان از امریکا بیاید؟ “39
بدون تردید، کشور برای نیل به خوداتکایی در تمامی عرصه ها، محتاج دو گروه کارگران و کشاورزان می باشد . در حقیقت، کشاورزی و صنعت، به منزله دوبال است که می بایست به همراه یک دیگر داشت . اما واقعیت های موجود نشان می دهد که باید اولویت را به کشاورزی داد; چرا که به دلیل منابع طبیعی فراوانی که در ایران نهفته است، بهره گیری از سرمایه گذاری در آن ممکن است . و از طرفی مواد غذایی را باید از دستان خویش جست تا بتوان با فراغت بال به کار صنعت و تولید در آن پرداخت . رهبر فقید انقلاب، ضمن تجلیل از کارگران و کشاورزان، سیاست گزاری در عرصه کشت زار را مقدم می شمرد و بر توسعه و تعاون در آن اصرار می ورزید .
“توجه به بازسازی مراکز صنعتی، نباید کوچک ترین خللی بر ضرورت رسیدن به امور خودکفایی کشاورزی وارد آورد، بلکه اولویت و تقدم این امر باید محفوظ بماند و مسوولین بیش تر از گذشته، خود را مکلف به اجرای آن سازند و در امر احیای اراضی و مهار آبها و ایجاد سدها و تشویق کشاورزان و دامداران و استفاده هرچه بیش تر از نعمت های بیکران الاهی تلاش نمایند که مطمئنا خودکفایی در کشاورزی، مقدمه ای است برای استقلال و خودکفایی در زمینه های دیگر . “40
با نگاهی کلی به سخن و شیوه رهبری امام خمینی در دشواریهای دوران گذار و ایام نوسازی جامعه و نظام سیاسی ایران استبداد زده، می توان این نتیجه را گرفت که سلوک ملت در طریق استقلال سرانجام به بار نشست . کشاورزان ایرانی به رغم موانع بسیاری که بر سر راه خوداتکایی داشته و در چنبره تبلیغات رسانه ای دنیای استبکاری گرفتار آمده بودند، در پرتو روشنگری امام پیش رفتند . گفتنی است که در این روند، زنان را دوشادوش مردان در کارخانه ها و کشت زارهای میهن دیدیم; چرا که در منظر اسلام و امام خمینی، آنان برخوردار از حقوق انسانی بوده و سزاوار تکریم اند .
“اسلام … برای همه زنها و مردهای کارگر، برای همه زنها و مردهای دهقان، حق قایل است . “41
پی نوشتها:
1 . نهج البلاغه دکتر شهیدی، ص 333 (نامه 53) .
2 . صحیفه امام، ج 3، ص 368 .
3 . کوثر، ج 1، ص 103 .
4 . اثر و فریاد زنده یاد جلال آل احمد .
5 . صحیفه نور، ج 1، ص 41 .
6 . بررسی و تحلیل نهضت امام خمینی، ج 1، ص 45 .
7 . همان .
8 . صحیفه امام، ج 3، ص 507 .
9 . همان ، ص 415 .
10 . همان ، ج 2، ص 182 .
11 . همان، ج 8، ص 135 .
12 . همان، ج 5، ص 296 .
13 . همان، ص 411 .
14 . همان، ج 6، ص 272 .
15 . همان ، ص 388 .
16 . همان ، ص 394 .
17 . همان ، ص 395 .
18 . همان، ج 8، ص 286 .
19 . همان ، ج 14، ص 308 .
20 . همان، ج 13، ص 336 .
21 . همان، ج 5، ص 295 .
22 . همان، ج 14، ص 255 .
23 . همان، ج 8، ص 286 .
24 . همان، ج 16، ص 231 .
25 . همان
26 . همان، ج 17، ص 130 .
27 . همان ، ج 19، ص 35 .
28 . همان، ج 8، ص 286 .
29 . همان، ج 14، ص 288 .
30 . همان ، ج 18، ص 464 .
31 . همان، ج 17، ص 33 .
32 . همان، ج 5، ص 296 .
33 . همان، ج 7، ص 175 .
34 . صحیفه نور، ج 20، ص 139 .
35 . همان، ج 12، ص 187 .
36 . همان، ص 200 .
37 . صحیفه امام، ج 18، ص 258 .
38 . همان، ج 7، ص 175 .
39 . همان، ج 8، ص 135 .
40 . همان، ج 21، ص 158 .
41 . صحیفه نور، ج 22، ص 229 .
]]>
اين جلسه با حضور حجه الاسلام دكتر عباسي رياست جامعه المصطفي العالميه و حجه الاسلام رباني نماينده ولي فقيه در جهاد كشاورزي، حجه الاسلام دكتر رضايي رياست پژوهشگاه بين المللي المصطفي، حجه الاسلام دكتر برجي مدير علمي دانشنامه و حجه الاسلام دكتر حسيني عضو هيات امناي دانشنامه و برخي از نويسندگان و كادر اجرايي دانشنامه در محل ساختمان المصطفي در قم برگزار شد. همچنين حجة الاسلام خراساني، حجه الاسلام اسدي، حجه الاسلام اكبري و حجه الاسلام كريمي از دائره المعارف قرآن كريم به عنوان ناقدين اين دو جلد در اين جلسه حضور داشتند.
در ابتداي اين جلسه حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن رباني، با تقدير و تشكر از جامعه المصطفي به عنوان مجري تدوين دانشنامه كشاورزي، جامعةالمصطفي را يکي از الگوها و تکيهگاههاي مهم و در خور توجه دانشنامهنويسي در حوزههاي علميه دانسته و تجربيات اين نهاد را براي ساير مراكز حوزوي ارزشمند و قابل استفاده معرفي كرد.
وي، تدوين اين دانشنامه را کمک بزرگي به حوزه مأموريتي نمايندگي ولي فقيه در جهاد كشاورزي دانسته، يكي از شاخصههاي رشد علمي را دانشنامهنويسي معرفي كرد و بيان داشت پرداختن به دانشنامهنويسي در هر عرصه علمي، نشان ميدهد که در آن رشته، کار علمي فراواني صورت گرفته است و به سطحي از دانش دست يافته که زمان جمعآوري نظرات مختلف و آراي دانشمندان در آن موضوع و ارائه آن به اصحاب دانش فرارسيده است.
ايشان در بخش ديگري از فرمايشات خويش رشد دانشنامهنگاري را يکي از برکات انقلاب اسلامي برشمرد و افزود:حرکت به سوي دانشنامهنگاري و دايرةالمعارفنويسي، که نشاندهنده بلوغ علمي کشور است، بايد در زمره دستاوردهاي انقلاب اسلامي برجسته گردد، زيرا اين جايگاه، افتخاري براي جمهوري اسلامي است و نميتوان آن را از نظر کميت و گستردگي، با دوران پيش از انقلاب اسلامي مقايسه کرد.
نماينده ولي فقيه در جهاد كشاورزي با تقدير از زحمات همه دستاندرکاران توليد دانشنامه اسلامي کشاورزي در گذشته و حال، بر لزوم اصلاح، تکميل و تعريف دقيق فرايندهاي تدوين دانشنامه اسلامي کشاورزي تأکيد کرد و تقويت شوراي علمي و حضور فعالانه نخبگان به عنوان بازوان دانشي جهت ارائه مقالات و ديدگاههاي تخصصي در سطوح عالي دانشي را باعث تقويت اين اثر گرانسنگ معرفي نمود و ابراز داشت: يکي از جهات پاسداشت هر اثر علمي، نقد و ارزيابي آن است، زيرا موجب رشد و بالندگي کار خواهد بود.
حجه الاسلام والمسلمين رباني در بخش پاياني سخنان خويش، بر ضرورت توجه به کيفيت و محتوا و همچنين برگزاري جلسات نقد، و رونمايي تأکيد کرد و گفت: تعريف و شناساندن دانشنامه اسلامي کشاورزي در مجامع علمي حوزوي و دانشگاهي از اولويتهاي اين نهاد است و بايد بر معرفي آن بيش از پيش توجه داشته باشيم.
پس از ايشان حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي عباسي، رئيس جامعة المصطفي العالميه، به ايراد سخن پرداخته دانشنامه نويسي و دايرةالمعارف نگاري، را سنت حوزه دانسته و شكل جديد آن را كه بر اساس اصول، قواعد و استانداردهايي بين المللي است تجربه اي تازه، بسيار خوب و ارزشمند بيان داشت.
وي، با اشاره به رشد چشمگير دانش دايرةالمعارف نگاري در حوزه هاي علميه در دهه هاي اخير، به جايگاه جامعةالمصطفي العالميه در اين عرصه اشاره داشت كه سالها در اين زمينه فعال بوده و هم اکنون نگارش چندين دانشنامه شامل دانشنامه اسلامي کشاورزي، دانشنامه امام رضا(ع) و دانشنامه نماز جمعه را در پژوهشگاه بين المللي المصطفي در دستور كار دارد.
در ادامه رياست جامعه المصطفي از تجربهها و زحمات اين نهاد در تأمين منابع علمي و منابع انساني سخن گفت و آن را ظرفيت بسيار خوبي براي حوزه هاي علميه به شمار آورد و از تواناييهاي جامعهالمصطفي جهت انتقال اين تجربيات با ساير نهادهاي حوزوي و دانشگاهي و همكاري در جلسات نقد و بررسي ساير دانشنامهها جهت ارتقاي توليدات علمي سخن راند.
حجه الاسلام دكتر عباسي در صحبتهاي پاياني خود از تلاش پژوهشگران پژوهشگاه بين المللي المصطفي در تدوين اين دانشنامه تقدير و تشكر كرد و بيان داشت جامعه المصطفي و پژوهشگاه بين المللي المصطفي همواره از برگزاري جلسات نقد و بررسي دانشنامههاي چاپ شده جهت ارتقاي علمي و رشد و تعالي آن استقبال مي کند.
بخش سوم اين جلسه با سخنان حجتالاسلام والمسلمين دكتر يعقوبعلي برجي، مدير دانشنامههاي جامعةالمصطفي العالمية ادامه يافت. ايشان ضمن گزارشي از تدوين دانشنامه اسلامي كشاورزي بيسابقه بودن، تلاش در اتقان علمي، رعايت استانداردها، پرمنبع و پرارجاع بودن، صرفهجويي در هزينهها، تخصصي و کاربردي بودن، جامعيت مداخل، مقالات و بيان ديدگاه اسلام درباره حل مهمترين معضلات بشر را از ويژگيهاي اين دانشنامه برشمرد.
وي با اشاره به مصوبات هيئت امناي تدوين دانشنامه اسلامي کشاورزي، ابزار داشت: تعيين اهداف کلان و کاربردي دانشنامه، تصويب آييننامهها و شيوهنامهها، تعيين محدوده مدخلها و…، بر اساس مصوبات هيئت امنا دانشنامه است كه بر اساس آن مدخلها در سه بخش مفاهيم، اعلام و کتابها از منابع قرآن و حديث، کتب فقهي، آثار دانشمندان مسلمان در تاريخ تمدن اسلامي و يا در منابع طب سنتي انتخاب شد.
استاد جامعةالمصطفي العالميه ضمن اشاره به سختيهاي تهيه متون و منابع از كتابخانههاي مهم جهان، تشكيل كتابخانه تخصصي و تربيت نويسندگان دانشنامه را از مهمترين دستاوردهاي دانشنامه دانسته كه در راستاي آن مدخل يابي و تصويب نهايي مداخل، تأليف، داوري، ويرايش، آمادهسازي و صفحهآرايي دانشنامه را از ارزشمندترين اقدامات صورت گرفته در جامعةالمصطفي بيان كرد كه اين فعاليتها منجر به تاليف هفت جلد از اين دانشنامه و چاپ پنج جلد آن شده است.
مدير علمي دانشنامه اسلامي كشاورزي در بخش پاياني سخنان خود به فراواني نويسندگان همكار در دانشنامه اشاره نمود كه يک هيئت امنا از شخصيتهاي علمي برجسته کشوري و مشاوران علمي بر فعاليتهاي ايشان نظارت دارد. همچين کميته و هيئت نظارتي با حضور ۶۰ متخصص در رشتههاي مختلف دامپزشکي، آبخيزداري، جنگل، مرتع و کشاورزي، به داور علمي و هفت فقيه، مسئول نظارت فقهي را عهدهدار هستند. ماحصل تمام اين تلاشها اثري است كه براي توليدکنندگان فرهنگي، پژوهشگاههاي حوزوي و دانشگاهي، استادان و پژوهشگران بسيار مفيد و قابل استفاده خواهد بود.
بخش دوم اين جلسه با مديريت حجه السلام و المسلمين دكتر رضايي به نقد و بررسي جلدهاي چهارم و پنجم دانشنامه اسلامي كشاورزي توسط برخي از اعضاي دائره المعارف قرآن كريم ادامه يافت. در ابتداي اين بخش حجه الاسلام و المسلمين علي خراساني مدير دائره المعارف قرآن كريم با اشاره به انتخاب چهل مقاله از اين دو جلد جهت داوري، اشاره داشت اين مقالات در حوزههاي فقهي، قرآن – حديثي ، منابع و مستندات و كليات و اصول دانشنامه نويسي مورد بررسي و نقد قرار گرفت.
در حوزه فقهي حجه الاسلام اسدي با تعريف و تمجيد و تقدير و تشكر از همكاران دانشنامه كشاورزي، كم منبع و ماخذ بودن مقالات، استفاده از منابع دست چندم، عدم يكنواختي در عبارتپردازيها، عدم آوانگاري، عدم پرداختن به نظريه همه مذاهب اسلامي در مقالات، پرداختن به مطالبي كه در زمان فعلي جايگاهي ندارد و پراكندگي مطالب در مقالات را مهمترين مشكلات دانشنامه معرفي نمود.
در ادامه حجه الاسلام و المسلمين كريمي به نقد دانشنامه پرداخت. ايشان ضمن تقدير از دانشنامه و تاكيد بر عدم عيب جويي نسبت به آن و بيان اين نكته كه در صدد ارتقاء دانشنامه ميباشند بيان داشت: مقتضاي دانشنامه آن است كه همه دانشها، نظريات و دستآوردها علم در آن انعكاس داده شود اما در اين دانشنامه وحدت رويه در آوردن مطالب و چگونگي آوردن اطلاعات اعمال نشده است چنانچه در برخي موارد معادلات يكسان نيست، و يا برخي از مقالات جامعيت لازمه را ندارند، نيز در برخي استنادات از اطلاعات اسلامي كلي استفاده شده، همچنين جمع آوري اطلاعات بدون تحليل و نتيجه گيري كار صحيحي نيست. مضافا برخي اشتباهات در فهم منابع به چشم ميآيد. و برخي از مداخل ارتباطي با دانشنامه ندارد.
پس از ايشان حجه الاسلام و المسلمين اكبري نيز با اشاره به پرزحمت بودن نگارش دانشنامهها، تتبع و تحقيق خوب و فراوان را از جمله نكات مثبت دانشنامه ارزيابي نمود و در نقد دانشنامه نكاتي را در جهت تعالي جلدهاي بعدي و احتمالا ويرايش جلدهاي سابق ارائه دادند كه در مجموع عبارتند از: ذكر منابع بدون رعايت ترتيب تاريخ منابع، بيان مطالب از منابع غير تخصصي، استفاده از منابع ترجمهاي، بيان مطالب جزئي، عدم ذكر برخي منابع استفاده شده در فهرست منابع.
در انتها حجه الاسلام و المسلمين خراساني در حوزه كليات و اصول دانشنامه نويسي به نقد دانشنامه پرداخت. وي با اشكال بر عدم درج فرآيند توليد مقالات در مقدمه دانشنامه، به نپرداختن به برخي استانها جهت بيان سابقه كشاورزي و محيط زيستي آن، مشخص نبودن قلمروي مداخل، نداشتن نظام ارجاع دهي، عدم ذكر برخي از مداخل را از اشكالات دانشنامه بيان كردند.
در قسمت سوم اين جلسه حجه الاسلام دكتر برجي مدير علمي دانشنامه اسلامي كشاورزي به بررسي اشكالات وارده پرداخت.
ايشان در تقسيمي اشكالات ناقدان را به سه قسمت تقسيم نمودند برخي از اشكالات را ناشي از سياستها و مصوبات هيات امناي دانشنامه دانسته هر گونه دخل و تصرف در آن را نيازمند تاييد هيات امنا معرفي كردند برخي از اشكالات را به تفاوت در نوع نگاه و انتظار دائره المعارف قرآن كريم از دانشنامه و نگاه مطابق با اصول دانشنامه نگاري دانشنامه اسلامي كشاورزي بيان داشتند و بر اين اساس بسياري از اشكالات را مردود اعلان كردند. اما با اذعان به اين نكته كه هيچ كار علمي و تحقيقاتي كامل نيست از برخي از اشكالات وارده استقبال نمودند و آنها را هديههايي از دوستان در جهت ارتقاي سطح كيفي و علمي دانشنامه اسلامي كشاورزي، منابع طبيعي و محيط زيست بيان داشتند.
]]>ابتدا دكتر خيام نكويي بر تعامل با معاونتهای اجرایی در درون وزارت جهاد کشاورزی و استفاده از ظرفیتهای بین المللی سازمان تحقیقات تأكيد كرده و خاطرنشان كردند این امر موجب جهش در بخش کشاورزی در سال جاری و آتی خواهد شد. در ادامه ايشان فرمودند پژوهش و تحقیق باید به گونه ای باشد که مشکلی از بخش کشاورزی حل كرده و نگاه تحولگرا و دانش بنیان در بخش کشاورزی بايد سرلوحه كار همكاران و مديران قرار گيرد.
سپس حجه الاسلام والمسلمين ربانی نماینده ولی فقیه در وزارت جهادكشاورزي بر رصد بهتر و بیشتر ظرفیتهای کشاورزی در استانهاي مختلف تأكيد و مراتب قدرداني خود را از محققان سازمان تحقيقات، آموزش و ترويج كشاورزي جهت كمك به آن نمايندگي جهت تهیه ۶ جلد دانش نامه کشاورزی اعلام نمودند.
در پايان دكتر ساداتي نژاد وزير محترم جهادكشاورزي ضمن تشکر ویژه از محققان سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی به تسریع در انتقال دستاوردهای تحقیقاتی به عرصه های کشاورزی اشاره نمودند و خواستار ترویج به نام سازمان تات به عنوان یک برند در سطح ملی و آشنایی بیشتر کشاورزان، مردم و مسئولین کشور با این سازمان و وظایف اساسی آن به عنوان متولی اصلی امنیت و سلامت غذایی در وزارت جهاد کشاورزی و کل جامعه شدند.
در این مراسم از 26 منتخب هفته پژوهش و فناوری سال 1400 با اهدای لوح یادبود تجلیل بعمل آمد. در این راستا از سه عضو هیات علمی موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور دکتر مهدی مين باشي معینی و دكترنوشین نظام آبادي به عنوان دستاوردهاي تحقيقاتي برتر با موضوع «مدیریت تلفیقی گل جالیز در مزارع کلزا ی کشور» و دكتر بابك حيدري عليزاده به عنوان پژوهشگر فناور محور برتر در سطح سازمان تقدیر به عمل آمد. آرزوی موفقیت، سلامت و توفیق روزافزون برای محققان منتخب موسسه می نماییم.
]]>عقيلي، آناناس را مسكنِ صفراي حاد، تقويتكننده¨ معده و كبد و ميوهاي ديرهضم معرفي كرده است. ميرحيدر عصاره¨ برگهاي آناناس را ضد كرم و انگل دانسته و ميوه¨ نرسيده¨ آن را براي سقط جنين[3] مؤثر ميداند. وي عصاره¨ ميوه¨ آن را داراي ويتامين «ث» دانسته كه براي رفع عوارض كمبود ويتامين «ث» مفيد است. به گفته¨ او در هندوچين از ميوه¨ رسيده¨ آن به عنوان خونساز،[4] تصفيهكننده¨ خون و ادرارآور استفاده ميكنند.[5] دَمكرده¨ ريشه¨ آن براي سوزاك به كار ميرود. دَمكرده¨ ريشه¨ آناناس را اغلب به صورت مخلوط با ريشه¨ پاپايا براي معالجه¨ سنگ كليه[6] به كار ميبرند. چنانكه ميرحيدر ميگويد در شبه جزيره¨ مالي، عصاره¨ ميوه¨ نيمه رسيده¨ آناناس را به عنوان مسهل قوي مصرف ميكنند و چنانچه به مقدار كم مصرف شود، ضد كرم خواهد بود. ميوه¨ آناناس و عصاره¨ ميوه¨ آن به هاضمه كمك ميكند[7] و براي نارحتيهاي گلو، داروي شفابخشي است.[8] برگهاي جوان گياه، تببر بوده[9] و از جوشانده¨ برگهاي آن براي معالجه¨ بيماريهاي آميزشي استفاده ميشود. در فيليپين از مايع زردرنگي كه از خيس كردن برگهاي آن در آب به دست ميآيد براي تسهيل وضع حمل استفاده ميشود و برگهاي له شده¨ آن را مخلوط با نمك براي مالش كمر و تسكين درد كمر به كار ميبرند. چنانكه زرگري در شرح خواص آناناس ميگويد: ميوه¨ نارس آن، در درمان بيماري قند[10] و…، بهخوبي مؤثر است. وي افزوده است كه از آناناس مخلوطي مركب از آنزيم به صورت گرد بهدست ميآورند كه با نام «برومه لن» به مصارف مختلف، مانند ترد كردن گوشت در فراوردههاي غذايي ميرسد و اثر ضد التهاب دارد. وي ميوه¨ تازه¨ آناناس را مقوي دانسته و ميگويد چنانكه شهرت دارد، باعث تسريع در عادت ماهانه شده و اين اثر، بيشتر پس از مصرف آناناس گلدارِ رنده شده بروز ميكند. او معتقد است كه آناناس براي كم اشتهايي[11] و نارسايي آنزيم معده[12] مفيد است. نوراني نيز آناناس را براي زخم معده و روده مناسب شمرده و همچنين آن را ضد چاقي و براي لاغر شدن[13] مفيد دانسته است. وي معتقد است كه آب آناناس بسيار مفيد بوده و ميتوان از سن شيرخوارگي (1 تا 3 قاشق قهوه خوري در شير) تا سن پيري از آن استفاده كرد. به گفته¨ او آناناس را در خوراكيهاي مختلف مانند دسر، بستني و شيريني به اشكال و اقسام مختلف استفاده ميكنند و خوردنيها را با آن خوش طعم و گوارا ميسازند. سلطاني هم، آناناس را براي كمبود مواد معدني، مسموميتها، آرتريت و نقرس مفيد دانسته است.[14]
[1]. همان؛ گياهان دارويي، ج4، ص678؛ دائرة المعارف طب سنتي، گياهان دارويي، ج1، ص169.
[2]. معارف گياهي، ج2، ص35؛ دائرة المعارف طب سنتي، گياهان دارويي، ج1، ص169.
[3]. معارف گياهي، ج2، ص35، 36.
[4]. همان، ص35؛ دائرة المعارف طب سنتي، گياهان دارويي، ج1، ص169.
[5]. معارف گياهي، ج2، ص35؛ گياهان دارويي، ج4، ص678.
[6]. معارف گياهي، ج2، ص35؛ دائرة المعارف طب سنتي، گياهان دارويي، ج1، ص169.
[7]. معارف گياهي، ج2، ص36؛ گياهان دارويي، ج4، ص678؛ دائرة المعارف بزرگ طب اسلامي، ج1، ص82.
[8]. معارف گياهي، ج2، ص36؛ گياهان دارويي، ج4، ص678؛ دائرة المعارف طب سنتي، گياهان دارويي، ج1، ص169.
[9]. معارف گياهي، ج2، ص36؛ دائرة المعارف طب سنتي، گياهان دارويي، ج1، ص169.
[10]. گياهان دارويي، ج4، ص678؛ دائرة المعارف طب سنتي، گياهان دارويي، ج1، ص169.
[11]. گياهان دارويي، ج4، ص678؛ دائرة المعارف بزرگ طب اسلامي، ج1، ص82.
[12]. گياهان دارويي، ج4، ص678؛ دائرة المعارف طب سنتي، گياهان دارويي، ج1، ص169.
[13]. دائرة المعارف بزرگ طب اسلامي، ج1، ص82؛ دائرة المعارف طب سنتي، گياهان دارويي، ج1، ص169.
[14]. دائرة المعارف طب سنتي، گياهان دارويي، ج1، ص169.
]]>
جلسه هیات امناي دانشنامه اسلامي كشاورزي، منابع طبيعي و محيط زيست در روز شنبه مورخه ۱۲ مهر ۹۹ در سالن جلسات حوزه نمایندگی ولی فقیه با حضور حضرت حجت الاسلام و المسلمین تقوی، نماینده محترم ولی فقیه و دیگر اعضای محترم هیات امنا برگزار گردید.
در این نشست که جناب حجت الاسلام حاج آقای ابراهیمی، معاون امور استان های حوزه نمایندگی، و جناب حجت الاسلام اسلامی، مشاور حقوقی نماینده ولی فقیه نیز حضور داشتند، ابتدا جناب حاج آقای تقوی، رئیس هیات امنای دانشنامه، ضمن عرض خیر مقدم و قدردانی از زحمات اعضای محترم و دیگر دست اندرکاران دانشنامه، این کار را کاری ماندگار، علمی و کم نظیر قلمداد کرده و بر ادامه تدوین و انتشار جلدهای دیگر دانشنامه تاکید نموده و حمایت مادی و معنوی حوزه نمایندگی ولی فقیه را از این کار علمی و دینی اعلام داشت و برای اعضای هیات امنا آرزوی توفیق کرد.
سپس مدیر علمی و مجری دانشنامه، جناب حجت الاسلام دکتر برجی گزارش جامعی از روند تدوین جلدهای ۴-۶ ارائه کرد و بیان داشت که تدوین مقالات مدخل های جلد پنجم به اتمام رسیده و در مرحله داوری است و برخی مقالات سرواژه های جلد ششم نیز تالیف شده است. ایشان از پدید آمدن وقفه در بین تدوین هر مجلد تا شروع تدوین مجلد بعدی گلایه کرده و خواستار رفع این مشکل شد. وی در پایان اعلام داشت که سایت دانشنامه اسلامی کشاورزی…راه اندازی و مجلدات ۱-۳ در آن بارگذاری شده و در دسترس پژوهشگران و علاقه مندان قرار گرفته است.
آنگاه جناب دکتر بصام، ناظر علمی و رئیس هیات داوران دانشنامه، گزارش مبسوطی از روند داوری مقالات ارائه کرده و اعلام داشت که هر مقاله در دو بخش علمی و فقهی از سوی حدود ۶۰ داور ارزیابی می گردد و گاه نیز یک مقاله ممکن است تا سه مرحله داوری شود. ایشان بیان داشت از موقعی که ساز و کار داوری و نظارت را به عهده گرفته، سطح کیفی مقالات ارتقای چشمگیری پیدا کرده است.
سپس جناب دکتر فلسفی، مدیر کل دفتر نماینده ولی فقیه، گزارشی از چگونگی تامین مالی دانشنامه ارائه کرده، بیان داشت که تاکنون ریالی از بودجه حوزه نمایندگی ولی فقیه برای دانشنامه هزینه نشده و هزینه های آن از منابع دیگر تامین گردیده است. وی تقاضا کرد که عزیزان سازمان آموزش و تحقیقات و سازمان جنگل ها و مراتع نیز در این زمینه مساعدت فرمایند.
پس از امضای قرارداد مجلد ششم دانشنامه از سوی آقایان برجی و فلسفی، برخی از اعضای هیات امنا مطالبی در جهت چگونگی روند علمی و اجرایی دانشنامه بیان داشتند و بالاتفاق تاکید کردند که کار تدوین و انتشار بایستی سرعت بیشتری بگیرد.
چکیده سخنان اعضای محترم:
– جناب حجت الاسلام حاج آقای طارمی، معاون دانشنامه جهان اسلام: این دانشنامه کاری بی نظیر است از برخی جنبه ها و کم غلط تر از بسیاری دانشنامه هاست. سرعت کار باید بیشتر شود. برخی مدخل ها را می توان کوتاه تر کرد. ۱۵ مجلد باقی مانده را می توان به ۱۰ مجلد تقلیل داد.
– حضرت آیت الله احمد عابدی،استاد حوزه و دانشگاه:
به حق که کار شاق، طاقت فرسا، شاخص و شاهکاری است و بایستی سرعت انجام این پروژه علمی کم نظیر بیشتر شود.
– جناب حجت الاسلام دکتر حسینی، استاد دانشگاه امام صادق(ع): استارت این کار را سال ها پیش در مرکز مطالعات و تحقیقات حوزه نمایندگی ولی فقیه زدیم و و بزرگوارانی چون آقایان عابدی و مهدوی راد و برخی عزیزان دیگر، طراح این دانشنامه اند که بایستی از ایشان تشکر کرد. بله بر سرعت کار تدوین و داوری و انتشار باید افزوده شود.
– جناب آقای دکتر بازرگان، معاون محترم وزیر و رئیس سازمان آموزش و تحقیقات: این کار، کار ارزشمند و مغفول مانده ای است که دارد انجام می گیرد و بنده تاکید می کنم که جنبه های اسلامی کار، پررنگ تر شود.
_ جناب آقای دکتر منصور، معاون محترم وزیر و رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری: سازمان ما هم یک کتابخانه تخصصی ارزنده دارد که می تواند در خدمت مولفان گرامی مقالات قرار گیرد. به نظر می رسد شمارگان ۱۰۰۰ نسخه برای انتشار هر مجلد دانشنامه حتی برای پوشش داخل وزارتخانه کم باشد. در ضمن اطلاع رسانی مناسبی در این زمینه صورت نگرفته و بسیاری از همکاران ما از انجام چنین پروژه ارزشمندی بی اطلاعند.
سپس، نماینده معزز ولی فقیه ضمن تشکر مجدد از اعضای هیات امنا بیان داشت که تلاش می کنیم در مجلس شورای اسلامی برای حوزه نمایندگی و بویژه دانشنامه اسلامی کشاورزی ردیف بودجه مستقلی مصوب نماییم.
در پایان، از سوی نماینده ولی فقیه، با اهدای لوح از اعضای هیات امنای دانشنامه، قدردانی به عمل آمد.
]]>